گزارش نشست کتاب تصمیمگیری ورای اعداد
31 تیر 1405
بندبازی با داده و شهود؛ تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت
نشست معرفی کتاب تصمیمگیری ورای اعداد در آخرین روزهای تیرماه ۱۴۰۵ توسط انتشارات آریاناقلم با همکاری و همراهی شرکت داتا با محوریت استفاده از داده و شهود و نحوه تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و ابهام برگزار شد.
در این نشست شرکت کنندگان از تجربههای روزهایی گفتند که امکان دسترسی به دادههای شفاف و تصمیمگیری بر اساس آن وجود نداشت.
این نشست در دو بخش سخنرانی با حضور جناب آقای دکتر فرهاد نیلی (اقتصاددان و مدیرعامل شرکت مشاوره مدیریت رهنمان) و جناب آقای دکتر علی گلزاده (متخصص داده و هوش مصنوعی و مدیرعامل شرکت داتا) و بخش پنل گفتوگو با راهبری جناب آقای پوریا بختیاری (پادکستر اکوتوپیا) و حضور سرکار خانم ندا برادران (قائم مقام مدیرعامل دیجیکالا) و جناب آقای نیما نامداری (مدیرعامل کارنامه) برگزار شد.
آیا داده بیشتر همیشه مزیت است؟
دکتر فرهاد نیلی به عنوان اولین سخنران نشست توضیح دادند که در جهان باخبری و قطعیت، هرچه اطلاعات بیشتر باشد، تصمیم دقیقتر خواهد بود. در جهان تصادفی نیز اگر توزیع احتمالات را بشناسیم، میتوانیم آینده را تا حدی مدلسازی و مدیریت کنیم. اما به اعتقاد ایشان، در جهان امروز بسیاری از تصمیمها در فضایی گرفته میشوند که دیگر نمیتوان با الگوهای گذشته آن را توضیح داد؛ فضایی که عدم قطعیت، ویژگی اصلی آن است. در این فضا، جمعآوری اطلاعات بیشتر همیشه راه حل مسئله نیست. زیرا بخشی از اطلاعات موجود، محصول شرایطی است که ممکن است اکنون تغییر کرده باشد.
ایشان همچنین این وضعیت را در نسبت با شرایط امروز اقتصاد ایران توضیح دادند: اقتصاد ایران اکنون در کانون نااطمینانی قرار دارد و بسیاری از مدلهای تحلیلی گذشته دیگر کارایی سابق را ندارند.
بافت و بستر، بخشی از معنای داده است
نخستین گام در استفاده از داده، درک بافتی است که داده در آن تولید شده. هیچ عددی بدون شناخت تعریف، روش اندازهگیری، دوره زمانی و زمینه شکلگیریاش معنا ندارد. برای مثال، نرخ تورم، فقر یا هر شاخص اقتصادی دیگر زمانی قابل استفاده است که بدانیم دقیقاً چه چیزی را اندازهگیری میکند. به همین دلیل، دکتر فرهاد نیلی هشدار داد که نباید دادهها را بهصورت خام پذیرفت؛ بلکه باید همواره آنها را در بافت تولیدشان تفسیر کرد.
داده فراوان است؛ تصمیم خوب کم
در ادامه دکتر علی گلزاده (متخصص داده و هوش مصنوعی و مدیرعامل شرکت داتا) صحبتشان را با نقد یکی از رایجترین باورهای مدیریت دادهمحور آغاز کردند؛ این تصور که هرچه داده بیشتری در اختیار داشته باشیم، تصمیمهای بهتری خواهیم گرفت. به گفته ایشان، سالها سازمانها برای جمعآوری داده سرمایهگذاری کردهاند، اما امروز مشکل اصلی حجم اطلاعات نیست، بلکه تبدیل این اطلاعات به بینش و اقدام است. اگر این حلقه شکل نگیرد، انباشت داده نهتنها مزیتی ایجاد نمیکند، بلکه مدیران را گرفتار «فلج تحلیلی» میکند؛ وضعیتی که در آن تصمیمگیری مدام به تعویق میافتد، چون همیشه تصور میشود هنوز داده بیشتری لازم است.
فرهنگ پرسشگری؛ پایه تصمیمهای بهتر
دکتر علی گلزاده یکی از ضعفهای رایج در سازمانها را کمرنگ بودن استفاده از داده در تصمیمهای روزمره دانستند و توضیح دادند که در بسیاری از شرکتها، مدیران میانی و کارشناسان هنگام ارائه پیشنهادها بیش از آنکه به شواهد و دادههای واقعی استناد کنند، بر برداشتها و قضاوتهای شخصی تکیه میکنند. همین موضوع باعث میشود تصمیمها بهجای آنکه بر پایه شواهد شکل بگیرند، بیشتر متأثر از تجربههای فردی یا پیشفرضهای ذهنی باشند.
از نظر ایشان، راهکار خروج از این وضعیت، ساختن فرهنگی مبتنی بر پرسشگری است. او با الهام از رویکرد کتاب توضیح داد که سازمانها باید بهجای ارزشگذاری صرف بر کسانی که پاسخ آماده دارند، از افرادی که سؤالهای خوب میپرسند نیز حمایت کنند. الگویی که کتاب پیشنهاد میکند، بر گفتوگوی سقراطی استوار است؛ زنجیرهای از پرسش و پاسخ که بهتدریج مسئله را از لایههای سطحی به لایههای عمیقتر میبرد و فرضیات اولیه را به چالش میکشد.
در شرایط عدم قطعیت چگونه بین داده و شهود تعادل برقرار کنیم؟
در بخش پنل گفتوگو محور اصلی سخنان آقای نیما نامداری (مدیرعامل کارنامه) این بود که کیفیت تصمیمگیری فقط به کیفیت دادهها وابسته نیست، بلکه به کیفیت فضای تصمیمگیری در سازمان نیز بستگی دارد. از نگاه ایشان، حتی بهترین دادهها نیز در سازمانی که امکان گفتوگوی آزاد، مخالفت و نقد وجود ندارد، به تصمیمهای بهتری منجر نخواهند شد.
ایشان توضیح دادند که دلیل علاقهشان به کتاب تصمیمگیری ورای اعداد این بوده که کتاب تلاش نمیکند داده و شهود را در برابر یکدیگر قرار دهد، بلکه راهکارهایی برای ایجاد تعادل میان این دو ارائه میکند. ایشان ادامه دادند که بسیاری از مدیران یا بیش از اندازه به شهود خود اعتماد میکنند یا آنقدر منتظر تکمیل دادهها میمانند که فرصت تصمیمگیری را از دست میدهند. ارزش کتاب در این است که نشان میدهد تصمیمگیری مؤثر، حاصل برقراری توازن میان اطلاعات، تجربه، اعتماد و پذیرش ریسک است.
ارزش داده فقط در خودِ اعداد نیست، بلکه در توانایی ما برای تفسیر آنهاست
از نگاه سرکار خانم ندا برادران (قائم مقام مدیرعامل دیجی کالا) داده زمانی به تصمیم بهتر منجر میشود که در یک چارچوب تحلیلی مشخص قرار گیرد و به جای پاسخ دادن به «چه اتفاقی افتاده؟»، به روشن شدن «چرا این اتفاق افتاده است؟» کمک کند.
ایشان با اشاره به تجربههای مدیریتی در دیجیکالا توضیح داد که در سازمانهای دادهمحور، ارائه گزارش و بررسی آن به معنی آغاز تحلیل است؛ نه پایان آن. برای مثال، اگر فروش نسبت به سال گذشته افزایش یا کاهش پیدا کرده باشد، این عدد بهتنهایی چیزی درباره عملکرد سازمان نمیگوید. ابتدا باید مشخص شود انتظار منطقی چه بوده است؛ عواملی مانند نرخ تورم، شرایط بازار، تغییرات رفتار مشتریان یا سایر متغیرهای اثرگذار در نظر گرفته شوند و سپس عملکرد واقعی با آن چارچوب مقایسه شود. به همین دلیل، از نظر ایشان مهمترین پرسش پس از مشاهده هر عدد، این نیست که «چه شد؟» بلکه این است که «چرا چنین شد؟»
سخن پایانی
در روزگاری که مدیران بیش از هر زمان دیگری به داده، داشبورد، گزارش و ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی دارند، شاید تصور رایج این باشد که کیفیت تصمیمها نیز به همان نسبت بهتر شده است. اما نشست معرفی کتاب «تصمیمگیری ورای اعداد» به نقطهای متفاوت پرداخت: اگر دادهها هر روز بیشتر میشوند، چرا تصمیمگیری همچنان دشوار است؟
وجه مشترک سخنان حاضران این بود که مسئله اصلی، داشتن اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه استفاده درست از آنها در لحظه تصمیمگیری است. داده میتواند مسیر تصمیمگیری را روشنتر کند، اما برای رسیدن به تصمیم نهایی، همچنان به تجربه، شناخت موقعیت و قضاوت انسانی نیاز است. به همین دلیل، کتاب بر مفهومی تأکید میکند که آن را «شهود کمّی» مینامد؛ توانایی تصمیمگیری با اتکا به داده، اما بدون اسیر شدن در آن.
نظرات کاربران