قدرت شفقت‌ورزی

نویسنده: جکلین کارترراسموس هوگاردماریسا افتونموزس موهان
مترجم: نیلوفر آهنگران

اگر رهبری تیم یا سازمانی را برعهده دارید، احتمالاً بارها با این موقعیت روبه‌رو شده‌اید:

باید بازخوردی جدی به یکی از اعضای تیم بدهید، اما نمی‌خواهید به رابطه آسیب بزنید.

باید تصمیمی سخت بگیرید، اما نگران تأثیر آن بر افراد هستید.

باید میان دستیابی به نتایج و حفظ روحیه کارکنان تعادل برقرار کنید.

بسیاری از رهبران تصور می‌کنند در چنین موقعیت‌هایی ناچارند میان «قاطعیت» و «انسانیت» یکی را انتخاب کنند. کتاب «قدرت شفقت‌ورزی» نشان می‌دهد که این انتخاب ضروری نیست.

راسموس هوگارد و جکلین کارتر در این کتاب توضیح می‌دهند که رهبران اثربخش کسانی‌اند که می‌توانند هم‌زمان هم به انسان‌ها اهمیت بدهند و هم مسئولیت‌های دشوار رهبری را به‌درستی انجام دهند.

نویسندگان با تکیه بر پژوهش‌های علمی، تجربه رهبران سازمان‌های بزرگ و مثال‌های واقعی، رویکردی را معرفی می‌کنند که آن را «شفقت خردمندانه» می‌نامند؛ رویکردی که به رهبران کمک می‌کند در شرایط پیچیده و پرفشار، تصمیم‌های درست بگیرند، اعتماد ایجاد کنند و در عین حال عملکرد تیم و سازمان را حفظ کنند.

این کتاب فقط درباره مدیریت دیگران نیست. بخشی مهم از آن به خود رهبر می‌پردازد؛ اینکه چگونه با فشار، فرسودگی، واکنش‌های هیجانی و منیّت خود مواجه شود تا بتواند در لحظات دشوار، آگاهانه‌تر و مؤثرتر عمل کند.

بیشتر

594,000 تومان

موجود در انبار

داستان کتاب

نگاهی کلی به کتاب

نویسندگان کتاب «قدرت شفقت‌ورزی: چگونه در شرایط سخت به روش انسانی رهبری کنیم؟» یعنی راسموس هوگارد و جکلین کارتر با تجربه اجرایی و پژوهشی که در پتنشال پراجکت، – شرکتی جهانی در زمینه توسعه رهبری مبتنی بر ذهن‌آگاهی – دارند، این کتاب را با ترکیبی از داده‌های علمی از نشریه هاروارد بیزنس ریویو، داستان‌های واقعی رهبری از شرکت‌های مهم در سراسر جهان و نهایتا تجربیات خود در مشاوره‌دهی به سازمان‌های عظیم مانند گوگل، مایکروسافت و سیسکو به نگارش درآورده‌اند. کتاب در حقیقت بر پایه تحقیقاتی گسترده، شامل ارزیابی بیش از پانزده‌هزار رهبر، صد و پنجاه هزار کارمند از بیش از پنج هزار شرکت در نزدیک به صد کشور و همچنین مصاحبه با ۳۵۰ مدیر عامل و مدیر ارشد منابع انسانی، تدوین شده است و این امر ارزشمندی این متن و جذابیت آن برای مطالعه را چند برابر می‌کند.

کمی عمیق‌تر نگاه کنیم

در جایگاه رهبر، چگونه می‌شود هم از عهده انجام کارهای دشوار ناشی از مسئولیت‌های رهبری برآمد و هم انسانی خوب بود که به شکوفایی دیگران کمک می‌کند؟

به عبارت دیگر، چگونه می‌توان کارهای دشوار را به شیوه‌ای انسانی انجام داد؟

نویسندگان تاکید دارند در دنیای پر از اختلال کنونی (جنگ و تجاوز کشورها به یکدیگر، همه‌گیری، نوسانات اقتصادی، بلایای طبیعی و ناآرامی‌های اجتماعی) رهبران باید شفقت را به شکلی نشان دهند که اعتماد، وفاداری و تعهد ایجاد کند، آن‌هم بدون اینکه از اجرای کارهای سخت غافل شوند. کتاب مثال‌هایی از شرکت‌های واقعی مانند ایکیا، سیسکو، گوگل و یونیلیور می‌آورد تا نشان دهد چگونه این رویکرد در عمل پیاده می‌شود.

در واقع حرف اصلی نویسندگان آن است که بیشتر رهبران فکر می‌کنند باید بین انسان خوب بودن و رهبر قاطع بودن یکی را انتخاب کرد؛ اما حقیقت آن است که این دوگانه‌ای کاذب است و هیچ رهبری مجبور نیست سراغ چنین انتخاب ناخوشایندی برود. قاطع بودن و انسان بودن نه‌تنها تناقضی با هم ندارند، بلکه همسو نیز هستند: انجام کارهای دشوار اغلب انسانی‌ترین کار ممکن است. در حقیقت آن‌ها در کتاب به این معنا می‌رسند: رهبری نه یک انتخاب بین «مهربان بودن» و «قاطع بودن»، بلکه ترکیبی هوشمندانه از هر دو است.

این ترکیب هوشمند، همان مفهوم شفقت خردمندانه است که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم در کتاب معرفی می‌شود.

نویسندگان در ادامه به تبیین ماتریس «شفقت خردمندانه» می‌پردازند. در این ماتریس، چهار سبک رهبری تعریف می‌شود:

سبک اول، «بی‌اعتنایی ناکارآمد یا در حقیقت رهبری غیر مؤثر» است. در این روش بی‌خردی و ندانم‌کاری با بی‌اعتنایی ترکیب می‌شود و مدیریتی سرد و بی‌روح فراهم می‌آورد.

سبک دوم، «اجتناب همدلانه یا رهبری خوشایند اما ضعیف» است؛ جایی که مدیران آنقدر نگران احساسات دیگران هستند که از گرفتن تصمیمات سخت اجتناب می‌کنند.

سبک سوم، «مدیریت سنگ‌دلانه» است که در آن‌ مدیر فقط بر نتایج تمرکز دارد و هیچ ارزشی برای احساسات کارشناسان و کارمندان قائل نیست.

و در نهایت، هدف کتاب، سبک چهارم یعنی «شفقت خردمندانه» است. در این بخش، کتاب تأکید می‌کند که شفقت با همدلی متفاوت است. همدلی یعنی حس کردن درد دیگران که می‌تواند منجر به فرسودگی مدیر شود، اما شفقت یعنی گامی فراتر رفتن و انجام عملی برای کاهش آن درد، آن‌هم با روشن‌نگاه‌داشتن چراغ خرد، خردی که به ما می‌گوید این عمل باید در جهت منافع بلند مدت سازمان و فرد باشد.پس از تبیین این مفاهیم پایه، نویسندگان چهار مجموعه مهارت را برای به‌راه‌انداختن سازوکار شفقت خردمندانه در ساختاری همانند یک چرخ لنگر معرفی می‌کنند: ساختاری که طبق آن، هر بخش دیگری را تقویت می‌کند و اعتماد و ارتباط را عمیق‌تر می‌سازد. این چرخ، اجازه می‌دهد رهبران در لحظه‌های دشوار درست و انسانی عمل کنند.

وارد تعریف این چهار مجموعه نمی‌شویم، اما بر برخی نکات اجرایی کتاب مروری خواهیم کرد.

یکی از مهم‌ترین گام‌های اجرایی کتاب این است: خویشتن‌اندیشی. نویسندگان استدلال می‌کنند که هیچ رهبری نمی‌تواند نسبت به دیگران دلسوز باشد، مگر اینکه ابتدا نسبت به خودش شفقت داشته باشد (همان استعاره ابتدا ماسک اکسیژن خودت را بزن، بعد به دیگران کمک کن». برای این منظور کتاب به سراغ مفاهیمی چون «ذهن‌آگاهی» و «مدیریت ایگو» می‌رود. هوگارد و کارتر توضیح می‌دهند که «ایگو یا همان منیّت» مانعی بزرگ برای یادگیری و شفقت است. وقتی یک رهبر اسیر منیّت خود می‌شود، بازخوردها را نمی‌شنود و فضای روانی سازمان را مسموم می‌کند. راهکار ارائه شده در این بخش، تمریناتی برای افزایش حضور قلب و توجه‌آگاهی است تا رهبر بتواند قبل از واکنش نشان دادن به فشارهای بیرونی، فضایی برای تفکر خردمندانه ایجاد کند.

در ادامه، کتاب به یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های خود یعنی انجام کارهای سخت می‌رسد. نویسندگان با ارائه مثال‌هایی واقعی از دنیای تجارت، نشان می‌دهند که چگونه می‌توان یک گفتگویِ دارایِ احتمالِ بازخوردِ منفی را به گونه‌ای پیش برد که فرد نه تنها تحقیر نشود، بلکه برای رشد انگیزه پیدا کند. آن‌ها از اصطلاح «صراحت همدلانه» استفاده می‌کنند. در اینجا، داستانی از یک مدیر ارشد روایت می‌شود که مجبور بود بخشی از تیم خود را تعدیل کند. به جای مخفی شدن پشت ایمیل‌های رسمی و سرد، او با هر فرد به صورت رو در رو صحبت کرد، با آن‌ها در غصه‌شان شریک شد، حتی مشاوره‌هایی برای آینده شغلی به آن‌ها داد؛ اما در عین حال بر ضرورت تصمیم سازمان برای بقا تأکید کرد. این رویکرد نشان می‌دهد که حقیقت تلخ را می‌توان با پوششی از احترام و حمایت انسانی ارائه داد.

در جایی دیگر از کتاب به مفهوم زیبای دیگری برمی‌خوریم با عنوان «شجاعت همدلانه». با خواندن این بخش متوجه می‌شویم شفقت خردمندانه به معنای فرار از درگیری نیست، بلکه به معنای شجاعتِ وارد شدن به درگیری‌های سازنده است. نویسندگان توضیح می‌دهند که رهبران دلسوز، کسانی هستند که جرأت دارند استانداردهای بالا تعیین کنند و افراد را به چالش بکشند؛ اما همزمان در مسیر رسیدن به آن استانداردها، از آن‌ها حمایت می‌کنند. کتاب بر این نکته پافشاری می‌کند که «خوب بودن» بیش از حد، در واقع نوعی خودخواهی مدیر است تا از تنش دوری کند، در حالی که شفقت واقعی یعنی گفتنِ چیزی که فرد «نیاز دارد» بشنود، نه چیزی که «دوست دارد» بشنود.

در بخش‌های انتهایی، کتاب از سطح فردی فراتر رفته و به رهبری در سطح سازمان می‌پردازد. نویسندگان معتقدند که فرهنگ شفقت باید در ساختارهای سازمانی نهادینه شود. آن‌ها به بررسی این موضوع می‌پردازند که چگونه پاداش‌ها، فرآیند استخدام و ارتقای شغلی باید بازتاب‌دهنده این ارزش‌ها باشند. هوگارد و کارتر بر اهمیت «امنیت روانی» تأکید کرده و نشان می‌دهند در سازمان‌هایی که رهبری مشفقانه حاکم است، خلاقیت به شدت افزایش می‌یابد؛ زیرا کارکنان از اشتباه کردن نمی‌ترسند و انرژی خود را نه صرف دفاع از خود، بلکه صرف حل مسئله می‌کنند.

کتاب با این دیدگاه به پایان می‌رسد که رهبری دلسوزانه یک مقصد نیست، بلکه یک تمرین روزانه است. نویسندگان یادآوری می‌کنند که در دنیای پر از عدم قطعیت و هوش مصنوعی، آن چیزی که انسان‌ها را به هم پیوند می‌دهد و سازمان‌ها را پایدار می‌کند، توانایی ما در دیدن «انسان» پشت هر نقش و وظیفه است. آن‌ها با ارائه یک نقشه راه عملی، خواننده را تشویق می‌کنند که از فردا صبح، با یک پرسش ساده کار خود را آغاز کند: «چگونه می‌توانم امروز به این فرد کمک کنم تا بهترینِ خودش باشد؟»

جمع‌بندی

کتاب «قدرت شفقت‌ورزی» یک راهنمای عملی عالی برای مدیریت است. این اثر با تکیه بر داده‌های علمی و روان‌شناختی، ثابت می‌کند که برای رسیدن به قله‌های موفقیت تجاری، نیازی به تبدیل شدن به یک ماشین بی‌روح نیست. برعکس، هرچه رهبران خردمندانه‌تر و دلسوزتر عمل کنند، وفاداری، بهره‌وری و سودآوری سازمان نیز به شکل پایدارتری تضمین خواهد شد. 

کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

«قدرت شفقت‌ورزی» پیش از هر چیز برای مدیران ارشد و رهبران سازمان‌هایی نوشته شده است که در محیط‌های پرفشار فعالیت می‌کنند و احساس می‌کنند میان «کسب نتیجه» و «حفظ روحیه تیم» گرفتار شده‌اند. اگر شما مدیری هستید که باید تصمیمات سختی مثل تعدیل نیرو یا تغییرات ساختاری بزرگ بگیرید، این کتاب نقشه راهی اخلاقی و کاربردی به شما می‌دهد.

علاوه بر این، مدیران میانی و سرپرست‌های تیم‌ها که به صورت روزانه با چالش‌های بازخورد دادن و مدیریت تعارضات روبرو هستند، مخاطب جدی این کتاب محسوب می‌شوند. مفاهیم «صداقت همدلانه» به آن‌ها کمک می‌کند تا بدون تخریب روابط، بهره‌وری تیم را بالا ببرند. همچنین، متخصصان منابع انسانی که به دنبال ایجاد فرهنگ‌های سازمانی سالم، پویا و مبتنی بر امنیت روانی هستند، از داده‌ها و مثال‌های واقعی این کتاب بهره فراوان خواهند برد.

این کتاب برای کسانی که به توسعه فردی و خودشناسی علاقه‌مندند نیز بسیار ارزشمند است؛ چرا که بخش بزرگی از آن به مدیریت ذهن و منیّت (ایگو) می‌پردازد. در نهایت، اگر معتقدید که دنیای تجارت و مدیریت باید جایی فراتر از اعداد و ارقام باشد و به دنبال راهی می‌گردید تا «انسانیت» را به جلسات هیئت‌مدیره بازگردانید، این کتاب دقیقاً برای شماست. هوگارد و کارتر به شما ثابت می‌کنند که دلسوز بودن نه یک نقطه ضعف، بلکه بزرگترین قدرت یک رهبر در قرن بیست و یکم است.

مشخصات کتاب

عنوان انگلیسی

Compassionate Leadership: How to Do Hard Things in a Human Way

نویسنده

جکلین کارتر, راسموس هوگارد, ماریسا افتون, موزس موهان

مترجم

نیلوفر آهنگران

ترجمه‌ویرا

محمدعلی معین‌فر

نسخه‌پرداز

کیوان دهقان‌پور

طراح جلد و صفحه‌آرا

رامین مهری

تیراژ

2000 نسخه

شابک

978-622-7089-57-8

نوبت چاپ

بهار 1405

تعداد صفحه

272

وزن

250 گرم

لینک آمازون

https://www.amazon.com/Compassionate-Leadership-Hard-Things-Human/dp/1647820731

دیدگاه کاربران

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قدرت شفقت‌ورزی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

مشاهده همه نظرات بستن

خبرنامه

از طریق ایمیل با شما در ارتباطیم، ایمیلی که کتابنامه است و از کتاب می‌گوید، کتاب‌های جدیدی که چاپ کرده‌ایم، تخفیف‌های ویژه و هر آنچه قرار است کتابنامه‌ای‌ها زودتر خبردار شوند.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.