کتاب فریب خورده تصادف
کتاب فریب خورده تصادف
Fooled by Randomness

فریب خورده تصادف

5/5
نویسنده: نسیم نیکلاس طالب
مترجم: بهروز قیاسی

این کتاب دربارۀ بخت است، بختی که لباس مبدل می‌پوشد و خود را چیزی دیگر یعنی مهارت معرفی می‌کند.
نسیم طالب آماردانی است که سال‌ها به عنوان معامله‌گر در بازارهای مالی حضور داشته، بنابراین تمرکز کتاب بیش از هر کجا بر دنیای سرمایه‌گذاری است. او با عینک احتمالات به سراغ سرمایه‌گذارانی می‌رود که بخت را با مهارت اشتباه می‌گیرند و از این رو برای رسیدن به ثروت هر روز تپانچه‌ای پُر روی شقیقۀ خود قرار می‌دهند و ماشه را می‌چکانند. با این حال طالب ایده‌های خود را به دنیای سرمایه‌گذاری و امور مالی محدود نمی‌کند. او در این کتاب به سراغ طیف متنوعی از موضوعات مثل تاریخ، سیاست، ادبیات، اسطوره، ریاضیات، و زندگی روزمره می‌رود و با کمک آن‌ها ایده‌هایش را شرح می‌دهد. در نهایت طالب با اشاره به تجربۀ حرفه‌ای خود در دنیای معامله‌گری و بهره‌برداری از تجارب تاریخی نشان می‌دهد که چطور می‌توان با شنا کردن بر خلاف جهت آب، نه تنها از گزند پدیده‌های تصادفی در امان ماند، که با تکیه بر آن‌ها کسب‌وکاری پررونق نیز ایجاد کرد. و البته از آن مهم‌تر چطور می‌توان با پی بردن به نقشِ بخت در زندگی در مواجهه با مشکلات و مصائب رفتاری “قهرمانانه” داشت.

دانلود PDF صفحاتی از کتاب فریب خورده تصادف (شامل فهرست)

✔️ پیشنهاد می‌کنیم در کنار این کتاب، کتاب قوی سیاه را نیز مطالعه کنید.

بیشتر

732,000 تومان

موجود در انبار

داستان کتاب

ورودی بر کتاب فریب‌خورده تصادف

یک دیدگاه جالب در مورد نسیم نیکلاس طالب وجود دارد. می‌گویند او مانند هراکلیتوس است، برخاسته از خاندانی اشرافی و متمول که در آن دوران یونان قدیم، به شدت به اهمیت تغییر و بی‌ثباتی در جهان معتقد بود. اغلب ما هراکلیتوس را با این نقل‌قول معروفش می‌شناسیم: «هرگز نمی‌توانید دو بار در یک رودخانه بایستید». می‌گویند نیکلاس طالب نیز از خانواده‌ای مرفه بوده که سال‌ها قبل همه‌چیز خود را در جنگ لبنان از دست داده است. برای همین طبیعی می‌دانند که او بر تغییر و ماهیت رویدادهای غیرقابل پیش‌بینی تمرکز کند و احتمالا برای همین هم هست که پوپر فیلسوف مورد علاقه اوست؛ فیلسوفی که معتقد بود: «هیچ حقیقت نهایی وجود ندارد، عقلانیت کم و بیش تعصب است، همه چیز در انتظار ابطال است».

اگر این عینک طالب را از او قرض بگیریم و بر چشمان خودمان بزنیم و وارد یک بازار فعال، مانند بازار سهام شویم، به احتمال قوی اذعان خواهیم کرد که بازارها بیشتر اوقات تصادفی هستند. در هر بازاری هزاران انسان فعال بر اساس برنامه‌ها، احساسات، اهداف خود معامله می‌کنند و خب، همین است که باعث حرکت بازارها می‌شود. با این حال، نکته جالب آن است که اکثر سرمایه‌گذاران خرد فکر می‌کنند اگر دیدگاهی در مورد بازار یا فرضا یک سهام خاص دارند، بقیه نیز باید همین دیدگاه را داشته باشند، بنابراین انتظار دارند قیمت بر همان اساسی که ایشان فکر می‌کنند حرکت کند. اینجا همان‌جایی است که نیکلاس طالب وارد می‌شود و می‌گوید: این خیال بافی است!. رویکرد شما گاهی اوقات با خوش‌شانسی هماهنگ می‌شود و برایتان باور نادرست باهوش بودن را ایجاد می‌کند. او تاکید می‌کند اتفاقات غیرمنتظره همیشه در آینده رخ خواهند داد، زیرا مردم برای آن آماده نیستند. به همین دلیل است که در بیشتر مواقع بازار به آن سویی که همه انتظار دارند حرکت نمی‌کند.

طالب نویسنده کتاب قوی سیاه است. کتابی که شش سال بعد از این کتاب نوشته شد و او را بسیار معروف‌تر نمود[1]. حرف اصلی طالب هم در آن کتاب این است: قوی سفید هر رویداد عادی است که در اطراف ما اتفاق می‌افتد و قوی سیاه همان رویدادهایی هستند که ما انتظار اتفاق افتادنشان را نداریم. یعنی رویدادهایی که غیرمنتظره هستند، پیامدی سنگین دارند، پس از وقوع قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسند ولی پیش از وقوع قابل پیش‌بینی نیستند. زمانی‌که کووید تمام جهان را در نوردید، نمونه خوبی از یک رویداد قوی سیاه برای همگان آشکار شد. هیچ‌کس پیش‌بینی کاهش ناگهانی بازارهای سهام و بورس را نمی‌کرد و بعد از مدتی، باز هیچ‌کس روند صعودی شدید پس از آن را پیش‌بینی نکرد. طالب معتقد است مطمئناً، بسیاری با استراتژی، مهارت یا شانس خود به این نتیجه رسیدند، اما به‌طور کلی این اتفاق بدیهی نبود. چیزهایی که اتفاق افتاده‌اند در گذشته آشکارتر به نظر می‌رسند، اما این فقط به این دلیل است که قبلاً اتفاق افتاده‌اند.

نکته مهم دیگر که هنگام خواندن کتاب به ذهن خطور می‌کند آن است که او دو اشتباه ذهنی ما را خیلی روشن و آشکار جلوی چشممان می‌آورد:

  1.  همه ما تمایل داریم باور کنیم که موفقیت‌های ما دلیلی بر نبوغ خودمان است و این فقط شکست‌های ما است که نتیجه بدشانسی و شانس است.
  2. همه ما از تعصبات گذشته رنج می‌بریم. ما فکر می‌کنیم چون فلان موضوع در گذشته اتفاق افتاده، طبیعتا تنها چیزی بوده که می‌توانسته اتفاق بیفتد. بعد می‌آییم و از آن برای پیش‌بینی آنچه در آینده اتفاق می‌افتد استفاده می‌کنیم. طالب می‌گوید ما فراموش می‌کنیم که رویدادهای گذشته نیز از به‌نتیجه‌رسیدن موقعیت‌های احتمالی‌ای حاصل شده‌اند که تنها مربوط به یک راه‌حل بوده‌اند. ما فراموش می‌کنیم که این رویدادها به همین راحتی می‌توانستند در یک نتیجه به همان اندازه محتمل دیگر حل شوند؛  نتیجه‌ای که صرفاً رخ نداده است.

برای همین است که می‌توان در یک جمله گفت: این کتاب به بررسی شانس، عدم قطعیت، احتمال، خطای انسانی، ریسک و تصمیم‌گیری در دنیایی که هر لحظه‌اش غیر قابل پیش‌بینی است، می‌پردازد.

در حقیقت کتاب فریب‌خورده تصادف، مقدمه‌ای شگفت‌انگیز برای بسیاری از مغالطاتی است که ما انسان‌ها مستعد انجام آن‌ها هستیم. طالب استدلال قانع‌کننده‌ای دارد مبنی بر اینکه ما هرگز نمی‌توانیم «کاملاً منطقی» باشیم، زیرا به احساسات خود نیاز داریم. و ورود احساسات، یعنی ناممکن شدن تکیه صرف بر عقل و منطق و هوش و درایتمان در زندگی و به همین خاطر، حضور عنصر شانس و تصادف در وقایع.

نگاهی عمیق‌تر به کتاب فریب‌خورده تصادف

حالا که یک نگاه کلی درخصوص کتاب بدست آوردیم، خوبست پیام اصلی کتاب را از زبان خود نویسنده بشنویم. طالب می‌گوید:

ایده کتاب من این است:

«پیشامدها از آن‌چه خیال می‌کنیم تصادفی‌ترند»، نه این‌که «پیشامدها سراسر تصادفی‌اند»!

بعد سعی می‌کند این پیام را شفاف‌سازی کند و ادامه می‌دهد: صد البته که شانس در خدمت کسانی است که آماده‌اند. سخت‌کوشی، سروقت بودن، پوشیدن لباس تمیز (ترجیحا سفید!) استفاده از عطر و چیزهایی از این قبیل روی موفقیت تاثیر دارند؛ این کارها قطعا لازمند، اما ممکن است کافی نباشند، چراکه علت موفقیت نیستند. این مسئله در باره ثبات قدم، سرسختی و استقامت نیز صدق می‌کند. همه اینها لازمند، بسیار لازم… اما در محیطی با میزان بالای تصادف، نقش تبحر و استقامت و سروقت بودن و … آن اندازه نیست که ما دوست داریم ببینیم.

در نگاه این نویسنده لبنانی – آمریکایی، از این نکته که تمام افراد باهوش، سخت‌کوش و ثابت‌قدم به موفقیت می‌رسند نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام افراد موفق، لزوما باهوش، سخت‌کوش و ثابت‌قدم‌اند، هرچند بطور شهودی چنین چیزی درست به‌نظر می‌رسد. این همان‌جایی است که طالب دیدگاه و فرضیه خود را از کسب‌و‌کار و بورس بسوی زندگی روزمره ما برمی‌گرداند و این قاعده را بر آن‌هم منطبق می‌داند. او معتقد است نوعی تحریف در پژوهش‌ها و کتاب‌های مربوط به راه و روش رسیدن به موفقیت وجود دارد و توضیح می‌دهد: این روزها همه‌جا با عناوینی چون «این ویژگی‌هایی است که میلیونرها دارند و اگر کسی می‌خواهد مثل آن‌ها موفق شود، باید آن‌ها را کسب کند» مواجه می‌شویم. یا نویسنده‌ای معروف می‌گوید: «طبق فلان مطالعه روی هزار نفر میلیونر، مشاهده شده که اغلب آن‌ها در دوران کودکی نشانی از هوش بالا از خود بروز نداده‌اند و از این نتیجه گرفته شده که ‌آن‌چه افراد را به ثروت می‌رساند نه استعداد طبیعی، که سخت‌کوشی است». طالب به طنز می‌گوید: تفسیر من این است که اگر میلیونرها ویژگی‌هایی شبیه به میانگین جمعیت داشته باشند، می‌توان تفسیری ناراحت‌کننده‌تر از علت موفق‌بودن آن‌ها ارائه داد و گفت که شانس نیز در این موفقیت نقش داشته است. بعد با کنایه می‌نویسد: «از این منظر، شانس دمکراتیک عمل می‌کند و فارغ از مهارت افراد به سراغ آن‌ها می‌رود… درواقع حرف من این نیست که وارن بافت در کارش تبحر ندارد، بلکه می‌گویم تقریبا قطعی است که از دل جمعیت بزرگی از سرمایه‌داران، تصادفا کسی با سابقه کاری او می‌تواند بیرون آید، صرفا برمبنای شانس».

جمع‌بندی کتاب برای زندگی روانه انسان‌ها را می‌توان در بخشی از کتاب دید که طالب، به سراغ عنصر مهم «رضایتمندی از زندگی» می‌رود. او این‌ مبحث را بارها در متن و با آوردن مثال‌هایی از دو انسان واقعی یا خیالی متفاوت و با دو سبک زندگی مختلف به ما نشان داده. طالب تفاوت میان کسانی که در پی رضایتِ مکفی‌اند و کسانی که در پی رضایتِ بیشینه‌اند را اینگونه مشخص می‌کند: «می‌دانیم کسانی که روحیه شادی دارند، معمولا در زمره طرفداران رضایت مکفی‌اند؛ یعنی کسانی که خوب می‌دانند در زندگی چه می‌خواهند و می‌توانند پس از رسیدن به خواسته‌هایشان دست از تلاش بیهوده بردارند. آمال و آرزوهای آنان با گذشت زمان تغییر نمی‌کند. این افراد آن تردمیل درونی را تجربه نمی‌کنند که باعث می‌شود انسان مدام در حال ارتقای کیفیت چیزهایی که مصرف می‌کند باشد. به عبارت دیگر این افراد نه حریص‌اند و نه سیری‌ناپذیر. از آن‌طرف، افراد بیشینه‌ساز در زمره کسانی‌اند که با عوض کردن خانه، خودشان را در بدر می‌کنند…انگار برای این افراد، ثروت بیشتر باعث وابستگی می‌شود! پولدار شدن باعث می‌شود تا چنین فردی در تمام چیزهایی که می‌خرد عیب و ایراد ببیند… این افراد اگر پست‌های مهمی هم داشته باشند، دارای فشردگی برنامه می‌شوند چراکه برای این‌ها هر چیزی زمان مخصوص خودش را دارد…»

نکته طالب در این جمع‌بندی کلی، آن است که معلوم نیست که آیا بیشینه‌سازها دچار نارضایتی‌اند، چراکه مدام می‌خواهند برنامه بهتری داشته باشند؟ یا کسانی که دچار نارضایتی‌اند تلاش می‌کنند با بهینه‌سازی برنامه، خودشان را نجات دهند.

در هرحال، به‌نظر می‌رسد که تصادف در این‌جا یا نقش درمان را ایفا می‌کند یا بی‌حسی موضعی… و بعد به این جمله کلیدی نویسنده برمی‌خوریم: «به باور من انسان برای برنامه‌های دقیق و جزئی ساخته نشده است… ما قرار است مثل آتش‌نشان‌ها زندگی کنیم، زیر سایه عدم قطعیت، در فاصله دو تماس مشغول استراحت و تعمق… ما برای برنامه زمانی ساخته نشده‌ایم».

و این نکته و استدلال طالب چیزی است که شما به عنوان خواننده بارها و بارها در کتاب با آن مواجه می‌شوید و روایت و داستان و فلسفه و شوخی‌ و جدی‌های بسیاری برای مستندسازی آن خواهید دید…چیزی که کتاب را به یک متن و اثر لذتبخش تبدیل می‌کند. و اینجا حرف مترجم کتاب – آقای بهروز قیاسی – معنا پیدا می‌کند که در پیشگفتار ناشر می‌نویسد: «یک توصیه متواضعانه به خواننده درباره نحوه خواندن کتاب دارم: کتاب یک آموزه اصلی دارد: به گمان من بهترین شیوه برای مواجهه با این آموزه نه حفظ کردن آن است و نه فهمیدن آن. بهترین شیوه آن است که با آن مثل یک مهارت برخورد کنیم، چیزی مثل دوچرخه‌سواری که کافیست یکبار آن‌را بیاموزیم تا همیشه با ما بماند. برای محقق شدن چنین چیزی، کتاب را به شکلی فعال و با ذهنی باز بخوانید، تا می‌توانید با مطالب آن درگیر شوید، آن‌ها را زیر سوال ببرید، مصادیقش را در زندگی شخصی و محیط اطرافتان پیدا کنید، درباره آن با دیگران بحث و گفتگو کنید و از همه مهم‌تر از خواندن آن لذت ببرید…».

و این دقیقا کاری است که می‌توان با این کتاب کرد.

نکته آخر این‌که خیلی‌ها از لحن کتاب، چه نوع جمله‌بندی و چه قطعیت نویسنده در بیان دیدگاهش شکایت کرده‌اند. جالب است که خود نیکلاس طالب در ابتدای کتاب اذعان کرده که ویراستاران و دوستان متعددی به او درخصوص لزوم بهتر کردن «سبک نگارش» و «ساختار و فصل‌بندی متن» هشدار داده‌اند و او عامدانه همه را نادیده گرفته است. او عنوان می‌کند: «باورم این است که وارد کردن شخصیت نویسنده به متن (همراه با نقایصش) باعت دمیدن روح در آن می‌شود».

مخاطبان کتاب فریب‌خورده تصادف

این کتاب مناسب افرادی است که تمایل دارند بیشتر و عمیق‌تر با نقش اتفاقات تصادفی و غیرمنتظره بر روند زندگیشان آشنا شوند. آن‌ها می‌توانند فعال بازار بورس باشند یا فردی عادی بدنبال رضایتی بیشینه از زندگی.

 

مشخصات کتاب

عنوان انگلیسی کتاب

Fooled by Randomness: The Hidden Role of Chance in Life and in the Markets

نویسنده

نسیم نیکلاس طالب

مترجم

بهروز قیاسی

ویراستار

حدیث معظمی

طراح جلد

محمدرضا چیت‌ساز

صفحه‌آرا

رامین مهری

تعداد صفحات

360

نوبت چاپ

چهارم

مجموع تیراژ

3000 جلد

قطع

وزیری

شابک

978-622-7089-14-1

وزن 440 گرم

دیدگاه کاربران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. شروین 28 دی 1403

    سلام.
    میشه لطفا سه تا کتاب دیگه ی اینسرتو رو هم ترجمه کنید و در قالب یک پکیج ترجیحا لوکس ارائه بدید؟ مثل incerto delix edition انتشارات پنگوئن؟ به نظرم کار ایشون ارزششو داره و انتشارات معظم شما هم شأنشو.
    البته کتاب سنگ محک ایشون امشال منتشر میشه و اگه برای اون هم برنامه ریزی کنید فوق العادست.
    با احترام و تشکر…

    پاسخ
  2. مهدی 4 مهر 1402

    این کتاب فوق العادست
    یهویی به خودت میای میبینی کل کتاب رو خوندی

    پاسخ
  3. آرش منتظر 7 شهریور 1401

    سلام.
    این کتابو رو فیدیبو یا طاقچه نمی‌ذارید؟

    پاسخ
    • مدیر سایت 18 مهر 1401

      سلام
      کتاب «فریب خورده تصادف» در فیدیبو قرار گرفته است.

      پاسخ
  4. سعید 22 خرداد 1401

    باسلام ممنون از ترجمه کتاب دیگری از این نویسنده ارزشمند
    لطفا صوتی کتاب را منتشر کنید من حتما خواهم خرید.
    ممنونم

    پاسخ
  5. مهدی افسر 14 اسفند 1400

    با سلام
    لطفا هر چه زودتر این کتاب رو موجود نمایید.
    با سپاس ازشما

    پاسخ
  6. حسینی 3 دی 1400

    ترجمه و چاپ این کتاب خبر بسیار خوبی هست ، البته امیدوارم ترجمه اون در حد کار با ارزش جناب محمد ابراهیم محجوب در کتاب قوی سیاه باشه و کتاب جدید تر و بی نظیر نسیم طالب antifragile رو هم در لیست کارتون داشته باشین . موفق باشین

    پاسخ
    • مدیر فروشگاه 14 دی 1400

      ممنون جناب حسینی عزیز، شما لطف دارید قطعاً همینطور خواهد بود.

      پاسخ
  7. مهدی محمدی 25 مهر 1400

    خیلی طول کشید چاپ این کتاب…کاش زودتر چاپش کنید

    پاسخ
  8. مهران 5 مهر 1400

    بسیار مشتاقم برای خرید و مطالعه این کتاب
    امیدوارم هرچی زودتر چاپ بشه

    پاسخ
  9. مجتبی 21 مرداد 1400

    سلااااااام
    ترجمه این کتاب تموم نشد؟!؟!؟!
    خیلی وقته منتظریم.

    پاسخ
  10. آراز امیری 18 بهمن 1399

    سلام
    این کتاب کی منتشر میشه؟
    بی صبرانه منتظر انتشار این کتاب و کتابهای دیگر نسیم طالب هستم

    پاسخ
  11. علی 20 آبان 1399

    خیلی مشتاقم این کتاب زودتر موجود شه و خرید کنم

    پاسخ
مشاهده همه نظرات بستن

خبرنامه

از طریق ایمیل با شما در ارتباطیم، ایمیلی که کتابنامه است و از کتاب می‌گوید، کتاب‌های جدیدی که چاپ کرده‌ایم، تخفیف‌های ویژه و هر آنچه قرار است کتابنامه‌ای‌ها زودتر خبردار شوند.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.