داستان کتاب
نگاهی کلی بر کتاب
کتاب «سازمان انسانسالار: خلق سازمانی که شایسته انسان باشد» نوشته گری همل و میکله زانینی، توسط انتشارات معتبر هاروارد بیزنس ریویو منتشر شده و به نقد ساختارهای سنتی و بوروکراتیک سازمانها میپردازد که به اعتقاد نویسندگان، از انقلاب صنعتی به ارث رسیدهاند و دیگر پاسخگوی نیازهای دنیای مدرن نیستند. نویسندگان پیشنهاد میکنند که سازمانها باید به سمت مدل «انسانسالاری» حرکت کنند، جایی که خلاقیت، ابتکار و پتانسیل انسانی در مرکز قرار دارد. نکته اصلی کتاب این است که «بوروکراسی با تمرکز بر کنترل و سلسلهمراتب، انگیزه و نوآوری کارکنان را سرکوب میکند، در حالی که انسانسالاری با توانمندسازی افراد، سازمانهایی چابکتر، خلاقتر و رضایتبخشتر ایجاد میکند».
گری همل، یکی از برجستهترین متفکران مدیریت در جهان، استاد مدرسه کسبوکار لندن و نویسنده کتابهای معروفی مانند رقابت برای آینده است. او سالهاست که در زمینه نوآوری سازمانی و استراتژی فعالیت میکند و دیدگاههای رادیکالی برای بازطراحی سازمانها ارائه میدهد. میکله زانینی، همکار همل، مدیر ارشد در موسسه Management Lab و از بنیانگذاران آن است که بر نوآوری در مدیریت تمرکز دارد. حضور و تخصص زانینی در تحلیل دادهها و ارائه نمونههای عملی باعث شده تا این کتاب بهعنوان منبعی کاربردی شناسایی شود.
نگاهی عمیقتر به کتاب سازمان انسان سالار
کتاب سازمان انسانسالار در چهار بخش و ۱۶ فصل نگارش شده است که هر فصل به جنبهای از نقد بوروکراسی و چگونگی ساخت سازمانهای انسانمحور میپردازد.
ابتدای کتاب نویسندگان با زبانی صریح به سراغ دیوانسالاری و بوروکراسی میروند و استدلال میکنند که این سیستم، که به نظر میرسد در قرن نوزدهم برای نظم بخشیدن به سازمانهای بزرگ طراحی شده بود، اکنون به مانعی برای پیشرفت تبدیل شده است. از نگاه ایشان، بوروکراسی با قوانین خشک، سلسلهمراتب پیچیده و تمرکز بر انطباق، خلاقیت و انگیزه کارکنان را خفه میکند. همل و زانینی با ارائه آمارهایی تکاندهنده نشان میدهند که هزینههای بوروکراسی، از جمله کندی تصمیمگیری و کاهش بهرهوری، سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد جهانی خسارت وارد میکند. آنها معتقدند که سازمانهای مدرن باید انسانیتر شوند و به جای کنترل، بر توانمندسازی افراد تمرکز کنند. آنها از شرکت Haier، غول لوازم خانگی چینی مثال میآورند که با حذف لایههای مدیریتی و تبدیل سازمان به شبکهای از تیمهای خودمختار کوچک (Micro-Enterprises) ، توانسته نهتنها سرعت نوآوری خود را افزایش دهد، بلکه رضایت کارکنان و مشتریان را نیز به طور قابلتوجهی بهبود بخشد. این بخش از کتاب پایهای برای بقیه کتاب فراهم میکند و خواننده را متقاعد میکند که تغییر ضروری است.
در ادامه، همل و زانینی مفهوم انسانسالاری را معرفی میکنند و نشان میدهند که چگونه سازمانهایی که انسانمحور هستند، میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. به اعتقاد ایشان انسانسالاری به معنای ایجاد محیطی است که در آن کارکنان آزادی عمل، مسئولیتپذیری و فرصت نوآوری دارند. نویسندگان استدلال میکنند که چنین سازمانهایی نه تنها چابکترند، بلکه کارکنانشان نیز احساس ارزشمندی بیشتری میکنند و در ادامه به شرکت Nucor، تولیدکننده فولاد در آمریکا، اشاره میکنند که با تشویق کارکنان به آزمایش ایدههای جدید، حتی در خط تولید، توانسته بهرهوری خود را به طور چشمگیری افزایش دهد. کارگران درNucor آزاد هستند تا روشهای جدید تولید را امتحان کنند و حتی اگر ایدهای شکست بخورد، به جای تنبیه، بهعنوان فرصتی برای یادگیری دیده میشود. این بخش از کتاب به خواننده نشان میدهد که انسانسالاری مجموعهای از ارزشهای بههمپیوسته است که میتوانند فرهنگ سازمانی را متحول کنند.
در فصل چهارم، چگونگی گذار از بوروکراسی به انسانسالاری مورد توجه قرار میگیرد. نویسندگان اذعان دارند که این تغییر آسان نیست، اما با کاهش لایههای مدیریتی، سادهسازی فرآیندها و ایجاد فرهنگ اعتماد میتوان آن را محقق کرد. آنها داستان شرکت W.L. Gore، تولیدکننده پارچه گورتکس، را مثال میزنند. این شرکت عناوین شغلی سنتی را حذف کرده و به جای آن، ساختار تیمی ایجاد کرده است که در آن کارکنان آزادند تا پروژههایی را انتخاب کنند که به آنها علاقه دارند. این رویکرد نه تنها نوآوری را تقویت کرده، بلکه باعث شده W.L. Gore به یکی از بهترین محلهای کار در جهان تبدیل شود. نویسندگان تأکید میکنند که این گذار نیازمند تعهد رهبران شرکتها به تغییر و پذیرش ریسک است.
«اهمیت حس مالکیت» نیز از مهمترین عنانصر یک ساختار انسانسالار است. کتاب در این بخش به تجربه شرکت Morning Star، بزرگترین تولیدکننده محصولات گوجهفرنگی در جهان، اشاره میکنند. در این شرکت، هیچ مدیر میانی وجود ندارد و کارکنان خودشان قراردادهای کاری تنظیم میکنند که مسئولیتها و اهدافشان را مشخص میکند. به اعتقاد ناظران، همین مدل خودمدیریتی باعث شده که این شرکت به یکی از بهرهورترین شرکتها در صنعت خود تبدیل شود. به همین دلیل است که نویسندگان در این بخش کتاب بر این اعتقاد پای میفشرند که القای حقیقی حس مالکیت نه تنها به نفع کارکنان است، بلکه به سازمان نیز کمک میکند تا نتایج بهتری کسب کند.
در ادامه کتاب، همل و زانینی استدلال میکنند که در سازمانهای انسانسالار، شایستگی و عملکرد باید جایگزین روابط و سابقه شوند. آنها به شرکت Bridgewater Associates اشاره میکنند که با استفاده از سیستم «شفافیت رادیکال»، همه بازخوردها و ارزیابیها بهصورت علنی به اشتراک گذاشته میشود. این رویکرد باعث شده که تصمیمگیریها در این شرکت بر اساس شایستگی و دادههای واقعی باشد، نه نظرات شخصی. جالب است، نه؟
اما در همین حال، کتاب نشان میدهد که انسانسالاری بهمعنای سپردن رادیکال همهچیز به افراد بدون هرگونه نظارت و یا برقراری ساختارهای تنظیمگر و رشددهنده نیست. فصل هشتم با همین نگاه بر اهمیت ایجاد حس اجتماع در سازمان تمرکز میکند. نویسندگان معتقدند که وقتی کارکنان احساس یک اجتماع حقیقی با یکدیگر را داشته باشند، همکاری و نوآوری افزایش مییابد. آنها به شرکت Zappos اشاره میکنند که با تمرکز بر فرهنگ سازمانی قوی، توانسته حس اجتماع را در میان کارکنان و حتی مشتریان خود تقویت کند. این شرکت برنامههایی مانند جلسات تیمی غیررسمی و فعالیتهای فرهنگی برگزار میکند که باعث شده کارکنان احساس کنند بخشی از یک خانواده بزرگ هستند.
یکی از بخشهای چالشبرانگیز کتاب که احتمالا با مقاومت از سوی رهبران سازمانها مواجه میشود، فصلی است که بر اهمیت شفافیت و دسترسی همه کارکنان به اطلاعات تاکید دارد. در این بخش نویسندگان استدلال میکنند که وقتی کارکنان به اطلاعات کلیدی دسترسی داشته باشند، میتوانند تصمیمات بهتری بگیرند. آنها به شرکت Whole Foods اشاره میکنند که دادههای مالی، عملکردی و حتی حقوق کارکنان را با همه به اشتراک میگذارد. به اعتقاد ایشان، این شفافیت نه تنها اعتماد را افزایش داده، بلکه باعث شده کارکنان احساس مسئولیت بیشتری نسبت به نتایج شرکت داشته باشند. در واقع نگاه آن است که شفافیت، ابزاری است برای توانمندسازی و نه مچگرفتن و رواج سخنان پوچ پشت سر همدیگر.
انعطافپذیری در نقشهای سازمانی مفهوم دیگری است که نویسندگان سازمانهای انسانسالار را واجد آن میدانند. آنها معتقدند سازمانها باید به کارکنان اجازه دهند نقشهای خود را تغییر دهند و در نقشی خاص محصور نشوند تا انگیزه و خلاقیت آنها حفظ شود. مثال شرکتGoogle و سیاست معروف «20 درصد زمان آزاد» آن در این بخش از کتاب مورد اشاره قرار گرفته. بر مبنای مذکور، این غول فناوری به کارکنان خود اجازه میدهد بخشی از زمان خود را به پروژههای شخصی اختصاص دهند. این سیاست به نوآوریهایی مانند Gmail وGoogle News منجر شده است. در واقع نویسندگان نتیجه میگیرند تحرک در نقشها میتواند به کارکنان کمک کند تا استعدادهای خود را در زمینههای جدید کشف کنند.
در فصل پایانی، تاکید کتاب بر اهمیتِ داشتن هدفی بزرگتر از سود مالی است. به گفته نویسندگان، سازمانهایی که هدفمحور هستند، نه تنها کارکنان وفادارتری دارند، بلکه مشتریان نیز به آنها اعتماد بیشتری میکنند. آنها به شرکتPatagonia اشاره میکنند که با تمرکز بر پایداری محیطزیست، توانسته نه تنها سودآوری خود را حفظ کند، بلکه الهامبخش کارکنان و مشتریان باشد. بهعنوان مثال این شرکت برنامههایی برای بازیافت محصولات و حمایت از پروژههای محیطزیستی اجرا کرده که حس هدفمندی را در داخل سازمان خودش هم تقویت کرده است. این فصل کتاب را با پیامی الهامبخش به پایان میرساند که سازمانها میتوانند هم سودآور باشند و هم تأثیر مثبت بر جهان بگذارند.
در مجموع، کتاب سازمان انسانسالار یک فراخوان جسورانه برای بازطراحی سازمانهاست. همل و زانینی با نقد بوروکراسی و ارائه مدل انسانسالاری، نشان میدهند که سازمانها میتوانند محیطی ایجاد کنند که در آن کارکنان نه تنها بهرهورتر باشند، بلکه احساس ارزشمندی و رضایت بیشتری کنند. هدف کتاب ارائه چارچوبی عملی برای این تحول است که با مثالهای واقعی از شرکتهایی متعدد پشتیبانی میشود. این کتاب به رهبران سازمانها نشان میدهد که با تمرکز بر انسانها، و نه قوانین خشک اداری، میتوانند در دنیای رقابتی و پویای امروز موفقتر عمل کنند.
کتاب برای چهکسانی مناسب است؟
کتاب سازمان انسانسالار، برای مدیران ارشد، رهبران سازمانی، کارآفرینان و هر کسی که به دنبال بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد محیط کاری انگیزهبخش است، مناسب است. همچنین، دانشجویان مدیریت، مشاوران سازمانی و افرادی که به نوآوری و تحول سازمانی علاقهمندند، از این کتاب بهره خواهند برد. این کتاب برای سازمانهایی که میخواهند از ساختارهای سنتی فاصله بگیرند و به سمت مدلهای چابک و انسانمحور حرکت کنند، منبعی ارزشمند است.








با عرض سلام و خسته نباشید به همه دوستان پرتلاش و توانمند انتشارات آریانا قلم که مایه افتخار و تکیه گاه پژوهشگران رشته مدیریت در ایران هستید.
جسارتا سوالی داشتم، من این کتاب رو به تازگی تهیه کردم، البته چاپ اول اش رو.
خواستم بپرسم تفاوتی از لحاظ محتوایی با چاپ سوم که جدیدترین چاپ اش هست که نداره؟
سلام و احترام
تفاوتی از نظر محتوا بین چاپ اول و سوم وجود ندارد.
این کتاب بسیار آموزنده و مناسب مخاطب علاقه مند است. ترجمه کتاب هم بسیار روان و وفادار به متن اصلی است. برنامه ای برای انتشار نسخه الکترونیکی این کتاب کتابخوان در فیدیبو یا طاقچه ندارید؟
سلام و احترام
معمولا نسخه الکترونیکی کتابها تا ۳ ماه بعد از انتشار نسخه فیزیکی در پلتفرمهای کتابخوان قرار میگیرند.
به نظر من این کتاب فوق العاده است ایده گری همل در حد یک کشف و اختراع خلاقانه است که می تونه نجات بخش شرکت ها و سازمان ها در این شرایط نامطلوب اقتصادی باشه ایشون واقعا مستحق دریافت جایزه ای در حد نوبل هستند.
سلام ، وقت بخیر ، اول میخواهم از انتشارات آریانا قلم تشکر کنم ، بابت تمام کتاب هایی بسیار آموزنده ای که در این انتشاراتی ، منتشر شده و خداقوت بگم.