Outsiders

مدیران غیرمعمولی

مترجم: مریم فراهانی

کتاب مدیران غیرمعمولی، مطالعه‌ای عمیق در خصوص رهبرانی است که با زیر پا گذاشتن هنجارهای رایج کسب‌وکار، بازدهی مالی خارق‌العاده‌ای برای سهامداران خود به ارمغان آوردند. تورندایک نویسنده کتاب، که خود یکی از بنیانگذاران و مدیران عامل شرکت سهام خصوصی Housatonic Partners است، تجربه طولانی‌مدتی در زمینه سرمایه‌گذاری و خلق ارزش دارد. همین پیشینه او را واداشت تا این کتاب را بنویسد: کتابی که به جای تمرکز بر مدیرانی که صرفاً در حوزه‌های عملیاتی شهرت داشتند، بر روی کسانی متمرکز شده که در خلق ثروت پایدار و بلندمدت برای مالکان شرکت، کم‌نظیر بوده‌اند.

مدیرانی که در این کتاب به آن‌ها پرداخته می‌شود، با افراد خبرسازی همچون استیو جابز، سم والتون یا مارک زاکربرگ خیلی فرق دارند. مدیران غیرمعمولیِ این کتاب، خصلت‌های مشابه جالبی دارند: آنها عمدتا مقتصد، متواضع، تحلیلگر و متین هستند. خانواده دوست بوده‌اند و اغلب زودتر کارشان را تمام می‌کردند تا در برنامه‌های مدرسه فرزندانشان شرکت کنند. از میان مسئولیت‌های مدیرعاملی، عمدتا حضور در جمع را دوست نداشتند، در اتاق‌های بازرگانی سخنرانی نمی‌کردند و در مجمع جهانی اقتصاد حضور نمی‌یافتند.

بیشتر

465,000 تومان

موجود در انبار

داستان کتاب

نگاهی به کتاب مدیران غیر معمولی

 

هدف اصلی تورندایک نویسنده کتاب، صرفاً روایت داستان‌های موفقیت فردی نیست، بلکه استخراج یک «الگوی رفتاری مشترک، عقلانی و رادیکال» از رهبرانی است که به زعم او: «آدم‌های خیال‌پرداز و پرجذبه‌ای نبودند و مجذوب بیانیه‌های استراتژیک پر آب‌و‌تاب هم نمی‌شدند. عملگرا و بی‌تعصب بودند و با برنامه‌ریزی و تمرکز صرف، یا به تعبیری با جدیت در فرهنگ سازمانی و تعاملاتشان، همواره صدای مزاحم تصورات غالب را نشنیده می‌گرفتند.در عمق جهان‌بینی مشترک آنها این باور نهفته بود که هدف اصلی هر مدیرعاملی بهینه‌سازی ارزش هر سهم در بلندمدت است، نه رشد سازمان».

این مدیرانی که در کتاب، زندگی و رفتار شغلیشان را می‌خوانیم، چه کسانی هستند؟

آنها هشت نفرند: تام مورفی از شرکت پخش رسانه‌ای کپیتال سیترز، هنری سینگلتون از شرکت تله‌داین، بیل آندرس از شرکت جنرال داینامیکس، جان مالون از شرکت مخابراتی تله کامیونیکیشنز، کاترین گراهامو  از رسانه واشنگتن پست، بیل استیریتز از شرکت رالستون پیورینا، ریچارد اسمیت از شرکت جنرال سینما و در نهایت وارن بافت از شرکت برکشایر هاتاوی.

نکته قابل توجه این است که بافت، نه تنها فصل آخر کتاب را به خود اختصاص داده و یکی از سوژه‌های مطالعه است، بلکه بسیاری از دیگر مدیران این لیست را تحسین کرده، با آن‌ها همکاری نموده یا در شرکت‌هایشان سرمایه‌گذاری داشته است. شاید بتوان گفت این پیوندها هم، اعتبار الگوی رفتاری مشترک مورد بحث در کتاب را تقویت می‌بخشد.

و یک نکته خیره‌کننده دیگر: می‌دانیم که شاخص S&P 500 یک شاخص بورس سهام است که عملکرد 500 شرکت بزرگ و پیشرو در ایالات متحده را بر اساس ارزش بازار آن‌ها دنبال می‌کند و حدود ۸۰ درصد از بازار سهام آمریکا را پوشش می‌دهد. این شاخص به عنوان معیاری کلیدی برای ارزیابی وضعیت کلی اقتصاد و بازار سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود و توسط S&P Dow Jones Indices مدیریت می‌گردد. نویسنده در کتاب اذعان می‌کند که این هشت مدیر غیرمعمولی با میانگین بازدهی ۲۰ برابری نسبت به شاخص S&P ۵۰۰، بازار را شکست دادند و الگویی نوین برای موفقیت در مدیریت ارائه کردند.

حرف اصلی نویسنده چیست؟

استدلال اصلی کتاب مدیران غیرمعمولی بر این پایه استوار است که حیاتی‌ترین وظیفه‌ یک مدیرعامل، نه مدیریت عملیات روزمره، بلکه تخصیص سرمایه (Capital Allocation) است. تورندایک استدلال می‌کند که بسیاری از مدیرعاملان به دلیل مهارت‌های برجسته در حوزه‌های عملیاتی مانند بازاریابی، رشد تولید یا مهندسی ساختار شرکت به بالاترین سطوح سازمانی صعود می‌کنند؛ با این حال، هنگامی که به جایگاه مدیرعاملی می‌رسند، ناگهان وظیفه‌ای بسیار متفاوت و بسیار مهم‌تر به آنها محول می‌شود که هیچگاه در آن آموزش ندیده‌اند: تصمیم‌گیری در مورد نحوه استفاده از منابع مالی شرکت برای به دست آوردن بهترین بازده ممکن برای سهامداران.

این مفهوم با تمثیل مشهور وارن بافت که در کتاب آمده، به خوبی توضیح داده می‌شود: «انگار آخرین مرحله برای یک نوازنده بسیار با استعداد، نه اجرای کنسرت در کارنگی هال، بلکه انتصاب او به‌عنوان رئیس بانک مرکزی آمریکاست!». این مقایسه نشان می‌دهد که تخصیص سرمایه یک مهارت مالی، استراتژیک و اقتصادی است که از جنس تخصص‌های عملیاتی نیست. تورندایک در بیان زندگی شغلی این هشت مدیر غیرمعمولی، نشان می‌دهد که آن‌ها این پارادایم را کاملاً پذیرفته بودند. آن‌ها باور داشتند که شغل اصلی‌شان در واقع «تفکر سرمایه‌گذاری» است و نه صرفاً نظارت بر وظایف روزمره. کتاب می‌گوید: این تغییر پارادایم، یعنی تمرکز بر اینکه کجا پول شرکت سرمایه‌گذاری شود (سرمایه‌گذاری مجدد، تملک، بازخرید سهام، یا تسویه بدهی)، سنگ بنای موفقیت بلندمدت آن‌ها شد.

نکته مهم دیگری که در جریان مطالعه کتاب برای خواننده روشن می‌شود، آشنایی عمیق با فلسفه و معیارهای ارزش‌آفرینی این مدیران غیر معمولی است. فصل به فصل که در کتاب پیش می‌رویم، متوجه می‌شویم مدیران غیر معمولی، یک جهان‌بینی مشترک داشته‌اند و آن‌هم «زیر سوال بردن مبانی مالی سنتی است». در زندگی تمامی آن‌ها می‌بینیم که آن‌ها یک چارچوب عقلانی را پیاده‌سازی کرده‌اند که بر مبنای ارزش‌آفرینی واقعی، استقلال فکری، و صبر تاکتیکی بوده ‌است.

این مدیران معیار ارزیابی موفقیت خود را نه بر اساس رشد کلی شرکت یا افزایش درآمد گزارش‌شده قرار می‌دادند (که متاسفانه می‌دانیم اغلب تحت تأثیر دستکاری‌های حسابداری قرار می‌گیرد)، بلکه زمانی خود را موفق می‌دانستند که توانسته باشند ارزش هر سهم شرکت را ارتقا دهند. به اعتقاد نویسنده این تمرکز رادیکال بر ارزش هر سهم، آن‌ها را وادار می‌کرد که همیشه به «مخرج کسر» یعنی تعداد سهام در گردش توجه کنند. در حقیقت آنها به خوبی درک می‌کردند که ارزش بلندمدت شرکت در نهایت نه توسط سودهای حسابداری پیچیده، بلکه توسط جریان نقدی آزاد (Free Cash Flows) تعیین می‌شود. تورندایک می‌نویسد: «این رویکرد دو مزیت کلیدی داشت: اولاً، آن‌ها را از بازی‌های کوتاه‌مدت حسابداری دور می‌کرد و به واقعیت اقتصادی کسب‌وکار متصل نگه می‌داشت. ثانیاً، به آن‌ها اجازه می‌داد تا فشارهای لحظه‌ای وال استریت را که عموماً بر گزارش‌های فصلی سود متمرکز است، نادیده بگیرند و بر خلق ثروت پایدار تمرکز کنند». نویسنده اذعان می‌کند که در بررسی‌های خود مشاهده کرده این مدیران اغلب از مدل‌سازی‌های مالی پیچیده دوری می‌کردند و صرفاً بر پروژه‌هایی تمرکز داشتند که بر اساس محاسبات ساده و فرضیات محافظه‌کارانه، بازدهی قانع‌کننده‌ای ارائه می‌دادند. به عبارت دیگر، آن‌ها همیشه ریاضیات ساده را انجام می‌دادند.

بررسی زندگی‌نامه این هشت مدیر نشان می‌دهد در حالی که مدیران متعارف تلاش می‌کنند شرکت‌های خود را بزرگ‌تر کرده و صورت کسر را افزایش دهند، آن‌ها به شدت بر مدیریت تعداد سهام در گردش (مخرج کسر) متمرکز بوده‌اند. آن‌ها بازخرید سهام (Stock Buybacks) را نه یک عمل مالی معمولی، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای تخصیص سرمایه و بهترین فرصت سرمایه‌گذاری می‌دانستند، البته تنها در صورتی که سهام شرکت با تخفیف نسبت به ارزش ذاتی خود معامله شود.

هنری سینگلتون که دومین فردی است که زندگی‌نامه شغلی او را در کتاب می‌خوانیم، شاید برجسته‌ترین نمونه این استراتژی باشد. او با مجموعه‌ای از بازخریدهای تهاجمی و بسیار موفق، تعداد سهام شرکتش را به میزان قابل توجهی کاهش و به‌طور چشمگیری ارزش هر سهم را افزایش داد. بیل استیریتز (نفر ششم لیست هشت‌نفره) نیز رویکرد مشابهی داشت و به‌طور فرصت‌طلبانه ۶۰ درصد از سهام شرکت را بازخرید کرد. تورندایک می‌نویسد: او هم‌زمان شرکت را حول کسب‌وکارهایی با حاشیه‌ سود بالا و نیاز سرمایه‌ای پایین سازماندهی مجدد کرد و همین ترکیب بازخرید تهاجمی و تمرکز عملیاتی باعث افزایش شدید بازدهی شد. نکته جالب دیگر که در رویه‌های مدیریتی این افراد در بازخرید سهام می‌بینیم، تمایل آنها به اجتناب از پرداخت سود نقدی است. ترجیح می‌دادند سرمایه را نزد شرکت نگه دارند تا از آن برای بازخرید سهام (که از نظر مالیاتی برای سهامداران کارآمدتر است) یا برای سرمایه‌گذاری در فرصت‌های با بازدهی بالاتر استفاده کنند. به گفته نویسنده، این نشان‌دهنده یک تفکر مالیاتی و کارآمد است که برخلاف سنت‌های رایج شرکتی مبنی بر پرداخت سودهای دوره‌ای به منظور جلب رضایت سهامداران کوتاه‌مدت، عمل می‌کند.

نگاهی به نکات آموزنده رویکردهای مدیران غیر معمولی در زمینه تملک و ادغام (ترکیب صبر طولانی برای انتظار برای فرصت‌های مناسب با جسارت و سرعت عمل شدید در زمان تملک)، استفاده استراتژیک از بدهی و اختصاص دادن آن برای تقویت بازده سهامداران، تمرکز بر الگوهای غیر رایج رهبری (به‌عنوان مثال اداره شرکت‌ها با تیم‌های بسیار لاغر در دفتر مرکزی و همچنین تفویض اختیار بالا به مدیران محلی)، توانایی آنها برای تفکر مستقل و اجتناب از فشارهای جمعی و چند اصل و نکته دیگر، کدهای رفتاری دیگر این‌گونه مدیران را تشکیل می دهد که در ادامه کتاب به تفصیل و با ذکر مثال‌هایی زنده و قابل لمس به آن‌ها پرداخته شده است.

کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب برای مدیراعاملان، مدیران مالی ارشد، سرمایه‌گذاران و مشاوران استراتژیک که به دنبال بازدهی بالا و خلق ارزش پایدار هستند، ضروری است. تورندایک یک راهنمای جامع برای رهبری مؤثر و تخصیص سرمایه تالیف کرده که با داستان‌های جذاب و داده‌های مالی دقیق، نشان می‌دهد موفقیت پایدار از تصمیم‌گیری‌های عقلانی و غیرمتعارف ناشی می‌شود. این اثر فراتر از آموزش‌های سنتی مدیریت روزمره، یک طرح جامع و ساختارشکن برای آموزش چگونگی فکر کردن مانند یک مالک بلندمدت و تخصیص سرمایه با منطق محض ارائه می‌دهد. این کتاب به‌ویژه برای کسانی که تمایل دارند از روش‌های متعارف رشد فاصله بگیرند و بر ارزش ذاتی اقتصادی و معیارهای عملکردی سخت‌گیرانه تمرکز کنند، کاربردی است.

مشخصات کتاب

عنوان انگلیسی

The Outsiders: Eight Unconventional CEOs and Their Radically Rational Blueprint for Success

نویسنده

ویلیام تورندایک

مترجم

مریم فراهانی

ترجمه‌ویرا

یاسمن نجفیان

ویراستار

زهرا قائم‌پور

طراح جلد و گرافیک

رامین مهری

صفحه‌آرا

فاطمه میرشفیعی

تیراژ

1000 نسخه

تعداد صفحه

264

شابک

978-622-7089-53-0

نوبت چاپ

دوم 1404

وزن

215 گرم

قطع

رقعی

دیدگاه کاربران

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مدیران غیرمعمولی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

مشاهده همه نظرات بستن

خبرنامه

از طریق ایمیل با شما در ارتباطیم، ایمیلی که کتابنامه است و از کتاب می‌گوید، کتاب‌های جدیدی که چاپ کرده‌ایم، تخفیف‌های ویژه و هر آنچه قرار است کتابنامه‌ای‌ها زودتر خبردار شوند.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.