داستان کتاب
ورودی بر کتاب کشف شمال حقیقی
کتاب «کشف شمال حقیقی»، یک کتاب راهنما است. یک دستورالعمل دقیق و پر از نکتههای ناب؛ آنهم برای کمک به ما در یافتن قطبنمای درونی. قطبنمایی که قرار است هدایت ما را در بقیه زندگیمان برعهده بگیرد.
استعاره «شمال حقیقی»، بهمعنای تمرکز بر تنظیم قطبنمای درونی بر یک مقصد خاص است: «بسوی خود حقیقیمان» و بعد، حرکت به آن سمت، متمرکز بودن و مراقبت از بیراهه رفتن… و اگر هم کج شدن یا متمایل شدن به سویی، باز برگشتن به همان مسیر تعیینشده.
در واقع این کتاب به ما یاد میدهد بجای تمرکز بر شیوههای رهبری دیگران، بر داستان زندگی و توسعه شخصی خودمان متمرکز شویم. نویسنده در جایی از کتاب میگوید: من در نتیجه کار کردن با رهبران مختلف دریافتهام که «پرچالشترین و مشکلترین فردی که باید رهبرش باشید، خودتان هسستید»!
با ورود و مطالعه چند فصل متوجه میشویم که اصلیترین مفهوم کتاب، یعنی «اصیل بودن» که بارها و بارها در کتاب تاکید و تکرار شده، به معنای همان «خود حقیقی بودن» است. بنابراین میتوان هدف اساسی کتاب را اینگونه توصیف نمود: «تلاش برای توسعه و رشد شخصی، تنظیم قطبنمای درونی بر درون و متمرکز بودن بر خود واقعی و آفرینش یک رهبری اصیل که مبتنی بر یک درون توانمند و قوی است و بعد… تبدیل شدن به رهبری اصیل که شمال حقیقی خود را دنبال میکند، از آزمونهای سخت و بدبیاریهای خود درس گرفته، قدرت ایستادگی در مقابل چالشها و فریبها را کسب کرده و میداند که برای دستیابی به اعتبار باید نسبت به کسانی که با آنها کار میکند و ذینفعان متعددی که منافعشان را به سازمان تحت مدیریت او سپردهاند، اصیل باشد. او متعهد شده در کنار ایجاد نتایج کوتاهمدت، ارزشی پایدار برای سازمانش خلق کند».
مروری بر ساختار کتاب کشف شمال حقیقی
بیایید با هم نگاهی به ساختار کتاب بیندازیم: این کتاب سه بخش اصلی دارد: در بخش اول، سفر به سمت رهبری اصیل واکاوی میشود. ما با مفاهیم اولیه مد نظر نویسنده آشنا میشویم و با استفاده از داستان زندگی سه مدیرعامل نهادهای عظیمی همچون استارباکس، مککنزی و نوارتیس تصویری کلی از مفهوم کشف شمال حقیقی بدست میآوریم.
در بخش دوم، نویسنده سه مرحله سفر یک رهبر را تشریح میکند و در همان حال، پنج عنصر اساسی در قطبنمای درونی ما را معرفی میکند: عناصری همانند خودآگاهی، ارزشها، نقطه طلایی، تیم حمایتگر و زندگی یکپارچه که از نظر نویسنده به ما کمک میکند تا به عنوان رهبر پرورش یابیم و زمانی که از مسیرمان منحرف میشویم، به آن بازگردیم. بیل جورج در این بخش، به ما بینشهایی میدهد تا با وجود چالشهای مختلفی که در دنیای اطرافمان با آنها مواجه می شویم، با خودمان روراست بمانیم. داستانهای رهبری مدیرعاملان سازمانها و بزرگانی همچون هافینگتون پست، برکشایر هتاوی، پایپر جافری، اِی بی و همچنین یکی از مشاورین عالیرتبه دولت آمریکا در لابلای این بخش از کتاب، به ملموسسازی نکات مد نظر نویسنده کمک بسیار بزرگی میکند و سبب می شود بارها کتاب را زمین بگذاریم و ضمن فکر کردن به تجربه این افراد و تصمیمهایی که گرفتهاند، تصویرسازی خلاقانهای هم از خودمان و سبک رهبری خودمان در محیط اطرافمان انجام دهیم.
بخش سوم کتاب، سیر تحول ما از نوع رهبری «من محور» را به سمت رهبری «ما محور»، که متمرکز بر خدمت به دیگران است، توصیف میکند. نویسنده در این بخش نشان میدهد این موضوع بسیار حیاتی است که ما بعد از کشف هدف رهبریمان، بتوانیم دیگران را نیز حول آن هدف گرد آوریم و سپس با توجه به حرکت دنیا بهسمت جهانیشدن، ویژگیهای خاص مورد نیاز برای تبدیل شدن به رهبر اصیل جهانی را هم در خود پرورش دهیم. زندگی و قطبنمای نلسون ماندلا، و همچنین روسای سازمانهایی همچون داروسازی مِرک، زیراکس، یونیلیور و علیبابا در این بخش و همچنین سخن پایانی کتاب الهامبخش و انگیزهدهنده خواننده هستند و به او نشان میدهند چطور رهبرانی از سختترین و ابتداییترین شرایط و امکانات، توانستند به راهبرانی در طراز جهانی تبدیل شوند.
کتاب چند نکته جالب دیگر هم دارد: اینکه چاپ نخست آن مبتنی بر اطلاعات گردآوری شده از مصاحبه با ۱۲۵ رهبر اصیل برای یافتن رمز و رازهای اصالتهای سبک رهبری ایشان بوده و در چاپ جدید (۲۰۱۵) ضمن بررسی مجدد پیشرفتهای جدید افراد قبلی، ۴۷ مصاحبه تازه انجام شده هم از رهبرانی که نگاهی جهانیتر به رهبری دارند به محتوا اضافه شده. نام این افراد را بارها در صفحات کتاب در قالب ذکر نکته یا فرازی از زندگی و شیوه عملکرد ایشان میبینیم.
نکته دیگر آنکه کتاب در هر فصل با خلاصهای از محورهای اساسی فصل مذکور آغاز شده که ذهن را برای مطالعه دقیقتر آماده میسازد. پس از آن در انتهای همان فصل، تعدادی سوال طرح شده تا با به چالشکشیدن خواننده، هم محتوا عمیقتر در ذهن ثبت شود و هم تمرینی باشد برای بازتنظیم دائم قطبنمایمان به سمت شمال حقیقی و هدف اصلیمان.
نگاهی عمیقتر به کتاب کشف شمال حقیقی
بیل جورج استاد مطرح دانشکده کسب و کار هاروارد است و وقتی از شمال حقیقی صحبت میکند، منظورش عمیقترین باورها، ارزشها و اصولی است که فارغ از فشارهای بیرونی ثابت میمانند. به اعتقاد او، این مفهوم به مثابه «قطبنمای اخلاقی» عمل میکند و به ما کمک میکند حتی در شرایط چالشبرانگیز با خود اصیلمان هماهنگ و مهمتر از آن، روراست بمانیم. او معتقد است رهبران اصیل نیروی خود را از این وضوح درونی میگیرند، نه تأیید بیرونی؛ و تاکید میکند یک رهبر زمانی که تسلیم خودخواهی، ترس یا انتظارات جامعه میشود، مسیر واقعی خود را از دست میدهد. به همین دلیل او اصرار دارد که یک رهبر واقعی باید به خودآگاهی رسیده، ارزشهای خود را شناخته و آنها را ارتقا دهد و در همان حال حلقههای بازخورد از همکاران، دوستان و مربیان خود بسازد و از آنها بخواهد صادقانه در مورد او نظر دهند تا بتواند نقاط کور خود را شناسایی کند.
نویسنده مفهومی را هم بهنام «بوتههای آزمایش» معرفی میکند: تجربههای دشواری که شخصیت رهبر را میآزمایند و اصلاح میکنند. این چالشها ممکن است شامل شکستهای حرفهای، بحرانهای سلامت یا معضلات اخلاقی باشند. او معتقد است این آزمایشها، تابآوری درونی ما را آشکار، اولویتهایمان را شفاف و سبب آموزش فروتنی و همدلی به ما میشوند. بعد که از همدلی سخن میگوید در اواسط کتاب متذکر میشود که همدلی، ابرقدرت رهبری است. او مثالهایی از رهبرانی میآورد که عمیقاً گوش میدهند و دلسوزی نشان میدهند و در نتیجه تیمهای وفادار و باانگیزه میسازند.
یکی دیگر از نکات ارزشمند کتاب، مقایسهای است که میان رهبران قرن بیستم و رهبران کنونی در قرن بیستویکم صورت میپذیرد، مقایسهای که عملا بسیاری از ارزشهایی را که نویسنده تلاش میکند در لابلای صفحات کتاب برای یک رهبر اصیل برشمرد، ناخودآگاه آشکار و شفاف میسازد. بیل جورج معتقد است بعد از رکودهای سنگین اقتصادی در اوایل دهه ۲۰۰۰ و بعد سال ۲۰۰۸، رهبرانی که از این تجربههای سخت جان سالم به در بردند، عملا یاد گرفتند که چه کارهایی نباید بکنند: آنها مشاهده کردند که بسیاری از گذشتگانشان در تله دنبال کردن پول، شهرت و قدرت گرفتار و از شمال حقیقی منحرف شدند. آنها خطرات اولویت دادن منافع شخصی بر منافع سازمانی را که برای رهبری آن انتخاب شده بودند آموختند و مهمتر از همه این نکته بود که متوجه شدند اثربخشترین و ماندگارترین راه برای رهبری، اصیل بودن است. همچنین آنها نسبت به گذشتگانشان تفکری جهانیتر و پذیراتر دارند و بیشتر درخصوص مسایل اجتماعی دغدغهمند هستند. بر این مبنا، نویسنده مجموعهای از تفاوتهای بنیادین دو گونه رهبری قرن گذشته و قرن حاضر را ارائه میدهد که بسیار ملموس است:
- رهبران قبلی، بهدنبال وجههای کاریزماتیک بودند، اما رهبران جدید متمرکز بر هدف هستند.
- رهبران قبلی متمرکز بر آمریکا بودند (با این تذکر که نویسنده آمریکایی و اغلب مثالها هم از ساختار صنعتی و فناوری آمریکا برداشته شده) اما رهبران فعلی تلاش میکنند تا چشماندازی جهانی را دنبال کنند.
- رهبران قبلی اغلب دارای انگیزهای مبتنی بر منافع شخصی بودهاند اما رهبران جدید سعی دارند تا بهترین منافع را برای سازمان به ارمغان آورند.
- رزومه حرفهای و درخشان برای یک رهبر قدیمی، بهمعنای داشتن تجربه بود و افراد اغلب با توجه به رزومه قبلی خود در جایی دیگر استخدام میشدند. این در حالیست که رهبران فعلی تجربه و یادگیری خود را از طریق خروج موفقیتآمیز از آزمونهای سخت نمایش می دهند.
- نگرش سلسله مراتبی در نگاه رهبران قبلی بسیار رایج و معمول بود، اما اکنون رهبری غیرمتمرکز و توزیعشده کلید موفقیت در بازار بهشدت جهانیشده بحساب میآید.
- در رهبران قدیمی، بهره هوشی بزرگترین نقطه قوت ایشان بود و در حال حاضر، هوش هیجانی مهمترین عامل برتری یک رهبر جدید را تشکیل میدهد.
- و در آخر، اینکه تایید بیرونی برای رهبران قرن بیستمی بسیار مهم بود اما برای یک رهبر قرن بیست و یکم، سنجش درونی و خودارزیابی عاملی اساسی در رشد ابعاد شخصیتی او است.
کتاب در نهایت، به ما یاد میدهد کشف مسیر واقعی، یک رویداد تکرارشونده نیست، بلکه فرایندی مادامالعمر است. نویسنده رهبران را تشویق میکند تا:
- هدف خود را در گذارهای بزرگ زندگی (مثل تغییر شغل، بازنشستگیو …) بازبینی کنند.
- به دیگران مشاوره دهند تا موجی از رهبری اصیل ایجاد شود.
- آسیبپذیری را بپذیرند و بدانند حتی رهبران باتجربه هم با تردید مواجه میشوند.
به همین دلیل میتوان گفت کتاب، فراخوانی برای رهبری با اصالت، شجاعت و همدلی است. بیل جورج تاکید میکند رهبران با پایبندی به ارزشها و هدف خود میتوانند اعتماد را جلب کنند، تغییر معنادار ایجاد کنند و میراثی ماندگار بهجا بگذارند. و در همین راستا پیام نویسنده روشن است: رهبری به کمال مربوط نیست، بلکه به وفاداری به خودِ واقعی ما مربوط است – به ویژه زمانی که مسیر نامشخص است.
نویسنده ایمان دارد که با درونیسازی اصولی که در کتاب تشریح کرده، هر کسی میتواند به رهبری تبدیل شود که جهان نیاز دارد: رهبری که نه فقط با سر، بلکه با قلب رهبری میکند.
مخاطبان کتاب کشف شمال حقیقی
این کتاب مناسب افرادی است که میخواهند بهشکلی عمیق اما متوازن، زندگی خود را تغییر دهند. چه زندگی شغلی و چه زندگی شخصی ما، متاثر از نگرش و باورهای درونی ما و تصمیمهایی است که مبتنی بر آنها میگیریم. کتاب کمک میکند اصیل باشیم و با خودمان روراست. اصولی را با ما تمرین میکند که افق دیدمان را ارتقا میدهد و بعد، چه خانمی خانهدار باشیم و چه کارمند، فعال بازار آزاد، مدیرعامل یا رهبر یک شرکت در کلاس جهانی، احساس عمیق و واقعی و دلنشینی از بهتر شدن، آرامتر شدن و توانمندتر شدن در برابر مشکلات دنیای پیش رویمان خواهیم داشت.
وجه تمایز کتاب کشف شمال حقیقی
کتاب کشف شمال حقیقی، ترکیب متفاوت و بینظیری از نکات مدیریتی، حکمتهای ناب، درسهای مدیریتی و صدها مثال از زندگی افرادی است که در راه رهبری بر خود و دیگران، پیروز شدهاند یا شکست خوردهاند. مجموعه ارزشمندی از تجارب ارزنده که هرکدامشان میتواند برای ساعتها ما را درگیر تعمقی درونی و تلاشی برای بهبود خودمان کند.




ترجمه کتاب روان و قابل فهم است؟
سلام و احترام
شما میتوانید بخشی از PDF کتاب را که در سایت قرار دادیم مطالعه کنید و روانبودن ترجمه را بسنجید.
سلام و احترام
بنده به لطف خدا مدرس حوزه مهارتهای ارتباطی هستم و این کتاب رو به این جهت تهیه کردم که در حوزه توسعه فردی رشد کنم
ممنون از لطف شما بابت نشر این کتاب عالی
در دوره هایی که برگزار می کنیم، ایده ها و آموزه هایی که این کتاب به بنده داده بسیار مساعد کننده هست
الان بهتر میتونم از اثری که از کتاب دریافت کردم در دوره های خود استفاده کنم
چرا قیمت این کتاب از خود انتشارات بیشتر از قیمت همین کتاب در فروشگاه های آنلاین مشابه هستش که با قیمت کمتری این محصول رو قرار دادند؟ سیاست قیمت گزاری کتاب ها کمی گنگ هستش، ممنون میشم مختصرا توضیح بدهید. با تشکر
سلام و احترام
گاهی پیش میآید که فروشگاهی نسخه چاپ قدیم کتابی را موجود داشته باشد. به همین خاطر این اختلاف قیمت بوجود میآید.
سلام وقت بخیر
این کتاب یک کتاب تکمیلی دیگه به نام : 《کتابچه راهنمای کشف شمال حقیقی 》هم داره که در کتاب گفته شده بزودی ترجمه میشه ، ممنون میشم پیگیری کنید زودتر چاپ بشه
یکی از بهترین کتابها در زمینه رهبری شخصی و سازمانی است.
.
چیزی که من از این کتاب دستگیرم شد:
کتاب با این موضوع شروع میشود که هرکسی نویسنده زندگی خود است و میتوان با یادگیری و تعهد مسیر زندگی را مطابق با ارزشها هدایت کرد تا به رهبری اصیل دست پیدا کرد.
با الهام گرفتن از داستان زندگی خود میتوان آن چیز که برای آن آمدیم را پیدا کرد و اصطلاحا به چرایی زندگی خود رسید.
در ادامه نباید توسط انحرافات و شکستها مسیر را گم کنیم، بلکه میتوان آزمون سخت زندگی را پلهای برای گامهای بعدی قرار داد.
موفقیت اصولا چیزی نیست که جامعه آن را میشناسد، اجتماع حاضر نیاز به بازتعریف موفقیت دارد و این ممکن از راه خودآگاهی و خودشناسی اتفاق میافتد؛ زندگی با تظاهر و دروغ مشکلی است که جوامع با آن درگیرند و مردم از خود واقعی خودشان فاصله گرفتهاند.
زندگی اصیل شخص باید دارای ارزشها و اصول مشخصی باشد، تعیین ارزش و اصول برای خود همان تعیین استراتژی است که انسان را تحت شرایط سخت راهنمایی میکند. بهعنوان مثال اگر صداقت برای شخصی ارزش محسوب میشود، وقتی در شرایط دشواری قرار میگیرد که منافعش در خطر است، آیا به اصول خود پایبند خواهد ماند؟
برای دستیابی به لذت زندگی شغلی و حرفهای بهتر است نقطهی طلایی را پیدا کرد! یعنی چیزی که هم علاقه به آن و هم استعداد آن وجود داشته باشد. کتاب برای این موضوع وارن بافت را مثال میزند که از نظر من هم مثال بسیار خوبی است.
از نظر من مهمترین موردی که نویسنده کتاب به آن میپردازد، موضوع ارتباطات با نزدیکترین افراد زندگی است. در مواقع سخت است که انسان میتواند نیاز به یاور و همراه را به خوبی درک کند. همراه خوب کسی است که انسان را بهخاطر خود او دوست داشته باشد و نه دستاورد و شکستها و … .
یکپارچهسازی زندگی موضوعی است که اکثر رهبران با آن درگیر هستند، چراکه هیچ فرمول مشخصی برای آن وجود ندارد و انسان محدودیتهای زیادی در زمان و توانایی خود دارد و نمیتواند همهی کارها را انجام دهد. متعادل سازی زندگی شغلی، خانوادگی، دوستانه و … چیزی است که به اولویتهای ما در زندگی بر میگردد و بطور غیر مستقیم بر بازده عملکرد تاثیر زیادی دارد.
دو بخش اول کتاب بیشتر در مورد رهبری شخصی است ولی در بخش آخر فصلهایی که وجود دارد بیشتر جنبهی رهبری سازمانی به خود میگیرد و موضوعاتی مهمی در این مورد میپردازد؛ برای مثال در مورد اینکه چرا باید رهبری از “من محور” به “ما محور” تبدیل شود؛ هدف و رسالت رهبری چگونه باشد؛ ارتباطات رهبری با اطرافیان به چه صورت باشد و … .
نویسنده در مورد رهبری جهانی صحبت میکند که به شخصه برای من موضوع جدیدی بود.
و در سخن پایانی به “جک ما (بنیانگذار علیبابا)” پرداخته میشود که چگونه به پول و منفعت شخصی فکر نمیکند بلکه در فکر کمک به مردم جامعه و ذینفعان دیگر است.
.
امیدوارم مفید واقع شود.
در پناه خرد
محمد هاشمی
کاش کتاب صوتیش رو هم منتشر می کردین
اولدتشکر میکنم از کتاب خوبتون.
دوم میخواستم بدونم که کتابچه راهنمای کشف شمال حقیقی منتشر شده؟
سلام و احترام
کتابچه راهنما در چند ماه آینده منتشر خواهد شد
به نظرم هر فردی باید این کتاب رو مطالعه کنه. شمال حقیقی جایی است که ابتدا از زندگی فردی شروع میشه. اول باید بدونی که قراره تو سفر زندگیات کجا قدم بذاری و به کدام سو حرکت کنی. هر وقت هم حی کردی که گم شدی قطب نمای درونیت شروع به کار بکنه و مسیر رو بهت نشون بده. این دقیقا خودش رو تو کسب و کار هم نشون. میده. این کتاب یک راهنمای خیلی خوب برایپیدا کردن قطب نما و شمال حقیقی است.
ای کاش مسئولین کشور ما نیز این کتاب رو مطالعه کنند و متوجه بشن که تو زندگی چیزهای خیلی ارزشمند تری از پول و بدست آوردن قدرت هست.
ممنون از آریانا قلم که فرصت مطالعه چنین کتاب های با ارزشی رو برای ما فراهم می کند.
سلام
خوشحالیم که از کتاب راضی هستید.
ممنون از توجه شما.
سلام وقت بخیر
نسخه الکترونیکی یا صوتی این کتاب منتشر میشه یا خیر؟
سلام بهزاد عزیز،
در برنامه آینده ی انتشارات نسخه الکترونیک این کتاب هم هست.
سلام جناب شهابی ،طی دوماه آینده این کتاب الکترونیک و پس از آن هم صوتی خواهدشد.
سلام. خیلی خوب می شد اگر خلاصه مطالب یا مختصری از کتاب رو، مثل سایر کتاب های سایت، قرار میدادید که در انتخاب برای خرید کمک کنید. به خصوص توی این شرایط بیماری کرونا. تشکر
سلام
صفحاتی از کتاب را میتوانید از همین صفحه دانلود و مطالعه کنید.
با سلام
میخاستم بدون کتاب “کشف شمال حقیقی” با کتاب “شمال حقیقی” فرقی داره یا نه همونه؟؟؟؟
سلام. کتاب کشف شمال حقیقی ترجمه نسخه 2015 و کتاب شمال حقیقی ترجمه نسخه 2007 است.
بریمبرای مطالعه