داستان کتاب
نگاهی کلی به کتاب راه و رسم گوش دادن
امروز خیلی خستهام، کارم خیلی سخت بود…
- پاسخ حمایتگرانه کسی که گوش میدهد: واقعاً؟ چرا؟ چی باعث شد اینقدر سخت بشه؟
- پاسخ جابجاکننده؛ کسیکه گوش نمیدهد: آره، منم دیروز خیلی خسته بودم، کارم تا دیروقت طول کشید.
این مکالمه برایتان آشنا نیست؟
کتاب «راه و رسم گوش دادن» نوشته کیت مرفی، روزنامهنگار برجسته آمریکایی، ما را به دنیای عمیق و فراموششده هنر گوش دادن میبرد. این کتاب که در سال 2020 منتشر شده، با ترکیبی از داستانهای واقعی، تحقیقات علمی و تجربههای شخصی نویسنده، به ما نشان میدهد که چرا در این دنیای پرهیاهو و دیجیتال، واقعاً به هم گوش نمیدهیم و چطور میتوانیم این مهارت گمشده را دوباره پیدا کنیم.
نویسنده کتاب را به کسانی تقدیم کرده که یا دیگران را درست درک نکردهاند یا خودشان درست درک نشدهاند. یعنی افرادی مثل ما! انسانهایی که با شور و شوق قراری خانوادگی یا دوستانه را هماهنگ میکنیم و دور هم جمع میشویم، اما دقایقی پس از احوالپرسی و صحبتهای پیشوپا افتاده، یا سرمان در گوشیهایمان فرو میرود یا پستهای اینستاگرامی را به همدیگر نشان میدهیم و در بهترین حالت اخبار و وقایع روز را با هیجان برای هم نقل میکنیم! بعد با کولهبار حرفهایی که روی دلمان سنگینی میکند، بدون یافتن گوشی شنوا یا روحی که حقیقتا ما را درک کند، به غار تنهایی خودمان برمیگردیم. همانطور که نویسنده گفته، درک نمیکنیم و درک هم نمیشویم…
نگاهی عمیقتر به کتاب راه و رسم گوش دادن
اما کتاب تلاش میکند برای این مشکل، راه حلی اصولی و ریشهای پیدا کند. برای همین است که وقتی کتاب را باز میکنید، همان صفحات نخست آدم را به فکر فرو میبرد. مرفی مینویسد که ما در دنیایی زندگی میکنیم که پر از سر و صداست، اما خالی از گوش دادن واقعی. او میگوید گوش دادن فقط این نیست که کلمات را بشنویم؛ بلکه باید احساسات، نیتها و حتی سکوتهای پشت حرفها را درک کنیم. بعد با بیان اصطلاحی بهنام”shift-response” مینویسد: یادم میآید که چقدر وقتها با دوستانم حرف میزدم، اما فقط منتظر بودم نوبتم بشود تا خودم چیزی بگویم. این همان جابهجا کردن پاسخ است: یعنی وقتی به جای اینکه به حرف طرف مقابل گوش کنیم و همدلی نشان دهیم، سریع موضوع را به خودمان میکشانیم و میگوییم: «آره، برای منم همینطوره.» او توضیح میدهد که این عادت، مثل یک دیوار نامرئی، جلوی ارتباط عمیق را میگیرد.
بعد، مرفی از تجربههای خودش بهعنوان روزنامهنگار میگوید که چطور یاد گرفت با گوش دادن، آدمها را بهتر بفهمد. مثلاً از مصاحبهای حرف میزند که طرف مقابلش فقط با چند کلمه، یک دنیا احساس را منتقل کرد، چون او واقعاً گوش کرده بود. او نتیجه میگیرد گوش دادن، یک انتخاب آگاهانه است، نه یک اتفاق خودبهخود.
در ادامه نویسنده کمی آمار و اعداد روبرویمان قرار میدهد. او مینویسد: مغز ما خیلی سریعتر از زبانمان کار میکند. ما میتوانیم 400 کلمه در دقیقه پردازش کنیم، اما فقط 120 تا 150 کلمه در دقیقه حرف میزنیم. این فاصله، یعنی چیزی حدود 250 کلمه در دقیقه، باعث میشود ذهنمان پرسه بزند. مثلاً وقتی یکی دارد از روزش میگوید، ما به فکر شام، کار یا حتی یک پیامک خوانده نشده در تلفن همراهمان میافتیم. مرفی از تحقیقی حرف میزند که نشان میدهد این پرش ذهنی، طبیعی است، اما میشود با تمرین کنترلش کرد. او میگوید برای گوش دادن واقعی، باید «حاضر» باشیم؛ یعنی تمام حواسمان را جمع کنیم و نگذاریم ذهنمان فرار کند. مثالهایی برای تمرین این مهارت در کتاب آمده است.
نکته دیگری که مرفی اشاره عمیقی در کتاب به آن دارد، «تنهایی» است. او معتقد است گوش ندادن، آدمها را از هم دور کرده و تنهایی مدرن را ساخته. او از تحقیقاتی جامعهشناسانه میگوید که نشان میدهد وقتی کسی واقعاً شنیده نمیشود، احساس انزوا میکند. بعد از آماری حرف میزند که نشان میدهد در آمریکا، تعداد آدمهایی که میگویند هیچ دوست صمیمی ندارند، در چند دهه گذشته سه برابر شده است. او مینویسد که شبکههای اجتماعی پر از پست و کامنتاند، اما هیچکس واقعاً شنیده نمیشود، انگار همه فقط دنبال لایک و توجهاند.
ادامه کتاب به این واقعیت اشاره میکند که بچهها به طور طبیعی بهتر گوش میدهند، چون هنوز پر از کنجکاویاند و عادتهای بد بزرگترها مثل قطع کردن حرف یا حواسپرتی را یاد نگرفتهاند. نویسنده به تحقیقی اشاره میکند که نشان میدهد بچههای زیر پنج سال، وقتی کسی با آنها حرف میزند، بیشتر از بزرگترها توجه نشان میدهند؛ اما ما با بزرگ شدن، این مهارت را از دست میدهیم، چون یاد میگیریم سریع جواب بدهیم یا خودمان را نشان دهیم.
بعد جنبههایی دیگر از گوشدادن را در کتاب تجربه میکنیم. مثلا موقعیتهایی که گوش دادن دشوار یا حتی دردناک است، مانند شنیدن اخبار بد، مواجهه با خشم دیگران یا بحث درباره موضوعات حساس. مرفی استدلال میکند که این لحظات، دقیقاً زمانی هستند که گوش دادن واقعی اهمیت بیشتری پیدا میکند، اما اغلب ما به دلیل ناراحتی یا ترس از درگیری، از آن فرار میکنیم.
او از مصاحبه با یک پزشک متخصص مراقبتهای تسکینی مثال میزند که یاد گرفته بود چگونه به بیماران در حال مرگ و خانوادههایشان گوش دهد، بدون اینکه سعی کند احساسات آنها را «رفع» کند. این پزشک توضیح میدهد که گوش دادن در چنین موقعیتهایی به معنای پذیرش درد دیگران و همراهی با آنها بدون قضاوت است. برای همین کتاب بین همدلی و همدردی تفاوت قایل میشود. مرفی توضیح میدهد که همدردی ممکن است ما را به سمت ارائه راهحل یا تغییر موضوع سوق دهد، اما همدلی یعنی در کنار فرد بمانیم و تجربهاش را بشنویم، حتی اگر نتوانیم کمکی کنیم.
نوع دیگر گوش دادن، گوش دادن آگاهانه به شریک زندگی است. او از مصاحبه خود با یک زوجدرمانگر معروف میگوید که مهمترین علت کشمکش و اختلاف میان زوجها را اینگونه برایش گفته: «آدمها در روابط بلندمدت کنجکاویشان را نسبت به همدیگر از دست میدهند. این لزوما دلیلش بیمهری نیست، فقط مطمئن میشوند که همسرشان را بهتر از خود آنها میشناسند! برای همین گوش نمیدهند چون فکر میکنند از قبل میدانند طرف مقابل چه میخواهد بگوید». این بخش از کتاب هم با توصیههایی طلایی برای بهبود گوش دادن به شریک زندگی جمعبندی میشود.
در جایی دیگر از کتاب، مرفی انگشت اتهام را به سمت تکنولوژی میگیرد و هشداری جدی میدهد. او از تحقیقی مینویسد که نشان میدهد وقتی گوشی موبایل کنار فرد باشد، کیفیت مکالمه را کاملا کم میکند، چون گوشهای از ذهن ناخودآگاه منتظر صدای دیلینگ پیامک یا اعلان رسیدن پستی از شبکههای اجتماعی است. او عمیقا باور دارد تکنولوژی، ما را از لحظه دور کرده و بر گوشدادنها و روابطمان تاثیر عمیقی گذاشته است. او معتقد است وقتی درست به همدیگر گوش میدهیم لحظاتی ساده و صمیمی میسازیم که قدرت زنده نگهداشتن روابط را دارند … چیزی که تکنولوژی نباید جای آنها را بگیرد.
در واقع انگار باید گاهی دکمه خاموش را بزنیم تا واقعاً روشن باشیم.
کتاب مفهوم زیبای دیگری را هم بنام « اعتیاد به حواسپرتی» برای خواننده باز میکند. مرفی معتقد است در زمانه فعلی، گوشیهای موبایلمان همهچیز در اختیارمان میگذارند: رسانههای اجتماعی، بازی، اخبار، نقشههای مسیریاب، دستور آشپزی، ویدئو، موسیقی، فیلم، پادکست، خرید آنلاین و … اما در آخر، هیچکدام به اندازه ارتباط با فردی زنده، به لحاظ عاطفی رضایتبخش یا برای روانمان حیاتی نیست. بااینحال مثل آدمهایی که مدام اهرم دستگاه سکهای را میکشند به این امید که بالاخره پول کلانی برنده شوند، عین معتادها یکسره صفحات را بالا و پایین میکنیم. او به درستی معتقد است «این اضطرارِ برانگیخته از ترسِ از دست دادن فرصت» امکان توجه مدام را باز میدارد و گوش دادن – یا هر کاری که به تفکر نیاز دارد – را دشوار میکند. او حتی به محققانی اشاره میکند که معتقدند ما در حال از دست دادن تواناییمان برای رویاپردازی هستیم، زیرا خیالپردازی هم به میزانی از توجه و تمرکز نیاز دارد.
کتاب مملو است از ایندست تحقیقات و پژوهشها و مصاحبههایی که همگی به خواننده یادآور میشوند چه گوهری را دارد از دست میدهد و چگونه میتواند این روند را معکوس سازد…آنهم نه به سختی، صرفا با میزانی از توجه و تمرکز، رهایی از غرورِ همهچیزدانی، برگشت به لذتهای ملموستر دوران پیش از موبایل و شبکههای اجتماعی و تقویت اراده برای خالصانه گوش دادن به آدم مقابلمان: چه شریک زندگیمان باشد، چه مادرمان، چه فرزندمان، چه همکارمان، چه کارفرمایمان و چه غریبهای در مترو و ایستگاه اتوبوس که میدانیم شاید فقط چند دقیقه همراهش باشیم و دیگر تا آخر عمر او را نبینیم… اما میدانیم با درست گوش کردن ميتوانیم هم او را آدمی بهتر کنیم و هم خودمان را.
این کتاب حالتان را خوب میکند. مطمئن باشید.
مخاطبان کتاب راه و رسم گوش دادن
این کتاب برای هر کسی که بخواهد شنونده بهتری شود، یک گنج است. محتوای آن افرادی که میخواهند روابط شخصی و حرفهای خود را بهبود دهند، یاری میدهد. به والدین، مدیران و زوجهایی که به دنبال ارتباط عمیقتر هستند، کمک میکند و همچنین برای کسانی که در مشاغل مبتنی بر تعامل مثل مشاوره، روزنامهنگاری یا آموزش فعالیت دارند، و خوانندگانی که به روانشناسی ارتباطات و خودآگاهی علاقهمندند، نکاتی طلایی دارد.






بسیار کتاب عالی و تاثیرگذاری بود، با ترجمه خیلی خوب و ملموس. کاش همه این کتاب رو بخونند و متوجه بشند که چقدر ما با گوش ندادن صحیح “فعال” دچار سوگیری و خطاهای شناختی میشیم.
سلام. خیلی کتاب خوبی بود. ما به صورت جمعی خوندیم و هم زمان تمرینهایی رو طراحی کردیم تا نکات کتاب رو تمرین کنیم. خیلی اثربخش بود. ممنون
سلام
چه زمانی کتاب موجود میشود تا تهیه کنیم؟
این کتاب برای رهبری کسب و کار و بیزینس کوچینگ ضرورت است
سلام و احترام
این کتاب در حال حاضر موجود است و میتوانید سفارش دهید.
سلام و وقت بخیر
بنده از مخاطبان همیشگی آریاناقلم هستم و مطالعات توسعه فردی ام را منطبق با آثار به چاپ رسیده از این انتشارات پیگیری و به انجام میرسانم .
ایکاش در حوزه توسعه فردی کتب بیشتری چاپ کنید .
با آرزوی درخشش همیشگی اتان
سلام و احترام
ممنون از پیام دلگرمکننده و بازخورد ارزشمندتان
خوشحالیم که مطالعات توسعه فردی خود را مطابق با کتابهای آریاناقلم به انجام میرسانید.
سعی میکنیم در آینده کتابهای بیشتری در این حوزه منتشر کنیم.
با عرض سلام و خسته نباشید، می خواستم بدونم این کتاب کی موجود میشه، با تشکر
ممنون از کلیه مجموعه آریاناقلم و سرکارخانم فراهانی مترجم عزیز
کیت مرفی نقش ارزشمند خوب گوش دادن را در مکالمه های روزمره و رسمی بیان می کند.و نقل می کند که پیدا کردن گوش شنوا(نه لزوما فقط شنیدن) در مکالمه ها شاید از هر چیزی مهم تر باشد.
توصیه میکنم مطالعه کنید.
سپاس از انتخاب عالی تون
جای سخن ناشر( سرکار خانم محمدی ) در ابتدای کتاب خالی بود
مثل همیشه انتخاب های عالی
با سلام و احترام
این کتاب کی منتشر می شود؟
سلام و احترام
این کتاب در حال حاضر منتشر شده است.