هنر دستیابی

هنر دستیابی

5/5
نویسنده: برنارد راث
مترجم: سید ساجد متولیان

همه‌ی ما زمانی اراده کرده‌ایم تا کاری انجام دهیم، ولی آن را انجام نداده‌ایم یا در نیمه‌ی راه رها کرده‌ایم. چطور می‌توانیم به جای حرف زدن، دست به کار شویم و برای رسیدن به خواسته‌های خود واقعا کاری انجام بدهیم؟

کتاب «هنر دستیابی» به شما کمک می‌کند تا به جای حسرت خوردن و یک جا نشستن، به سمت اهداف خود حرکت کنید. این کتاب راهکارهایی عملی در اختیار شما قرار می‌دهد تا بتوانید از سردرگمی نجات پیدا کنید و برای رسیدن به اهداف خود اقدام کنید.

برنارد راث در این کتاب به شما یاد می‌دهد که چطور از مباحث تفکر طراحی برای  رشد و توسعه‌ی فردی خود استفاده کنید. البته برای بهره‌مندی از مطالب کتاب نیازی نیست با مباحث مدیریتی و تفکر طراحی آشنا باشید، زیرا نویسنده این مفهوم را به صورتی ساده توضیح می‌دهد و وارد مباحث پیچیده و تخصصی نمی‌شود.

او با زبانی ساده، استفاده از داستان‌ها و آوردن مثال‌های زیاد سعی می‌کند تا بسیاری از موانع ذهنی شما را به چالش بکشد. و به شما کمک کند که وارد میدان عمل شوید و انجام دهید حتی اگر شکست بخورید.

  مشاهده نشست کتاب هنر دستیابی

دانلود PDF صفحاتی از کتاب هنر دستیابی (شامل فهرست)

  شکل‌ها و جداول کتاب هنر دستیابی

بیشتر

568,000 تومان

موجود در انبار

داستان کتاب

ورودی بر کتاب هنر دستیابی

خیلی اوقات پیش می‌آید که ما برای انتخابی در زندگی، شغل، روابط یا … بر سر دوراهی یا چندراهی متوقف می‌مانیم. گاهی نمی‌دانیم دقیقا چه می‌خواهیم وگاهی هم می‌دانیم، اما نمی‌دانیم چطور آن‌را به انجام برسانیم. کتابی که در دست دارید، با اتخاذ رویکردی متفاوت با شیوۀ غالب یعنی «قبل از اقدام، ‌همۀ جوانب را بررسی کن» بر عمل‌کردن و انجام دادن تأکید دارد. این رویکرد، خصوصاً در زمانی که بررسی همۀ جوانب، طولانی شده، ما را عملاً زمین‌گیر و کلافه نموده و از اقدام کردن هراسانمان می‌سازد، بسیار به کارمان می‌آید. در واقع رویکرد اقدام کن! بر این منطق استوار است: در دنیایی که عدم قطعیت‌ها، پیچیدگی‌ها، ابهامات و اندرکنش‌های نهفته در ساختار سیستم‌ها و زیرسیستم‌ها آن اندازه زیاد و متعهد و پیچیده است که امکان بررسی همه‌ جوانب را از ما سلب می‌کند. تنها راهی که کار را پیش می‌برد، اقدام کردن است.

اما اقدام نه بصورت بی‌مهابا و بدون فکر. و اینجاست که نقطه تمرکز اصلی مفهومی کتاب خود را نمایان می‌سازد: «تفکر طراحی»! یعنی یادگرفتن و حرفه‌ای شدن در یک رویکرد حلِ مسالهِ خلاقانهِ انسان‌محور. بر این مبنا، پنج مرحله را باید گذراند: ابتدا باید بتوان با خود یا فردی که صاحب مشکل یا سوال است، همدلی و هم‌ذات‌پنداری کرد تا بتوان دغدغه‌ها و نیازهای واقعی او یا خودمان را شناخت. بعد باید مساله‌ را به‌شکلی روشن و واضح تعریف نمود و مطمئن شد که سوال و مشکل دقیقاً فهم و معین شده. گام سوم به ایده‌پردازی برای تولید راه‌های مختلف اختصاص پیدا می‌کند. در گام بعدی نمونه‌ای از راه‌حلی که مؤثرتر و اجرایی‌تر از بقیه است، ساخته و اجرا می شود و در نهایت در گام پنجم، بازخوردها و نتایج بدست‌آمده از اجرای نمونه‌ بررسی و ارزیابی شده و در صورت نیاز این فرایند تکرار شده تا به راه حلی مؤثر و کافی برسیم.

در حقیقت با فکر و تأمل، وارد دل موضوع می‌شویم، مسئله را می‌شناسیم، برایش راه حل در نظر می‌گیریم، آن‌را به انجام می‌رسانیم، بازخورد می‌گیریم و مجدد ادامه می‌دهیم تا بهترین پاسخ را برای نیازمان بدست آوریم. می‌بینید؟ فضایی برای منتظر ماندن و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن در خلال فکرکردن و خیال‌پردازی کردن وجود ندارد. باید شروع کرد و جلو رفت و در همان حال هشیار و مراقب بود و با بازخورد گرفتن و تصحیح مداوم، به راه حل مؤثر و کارآمد رسید. این روشی است که پروفسور برنارد راث، استادی با شصت سال سابقه تدریس در استنفورد در این کتاب به ما آموزش می‌دهد. آموزشی ناب و بسیار جذاب، چراکه امکان ندارد دو صفحه از کتاب را بخوانید و به مثالی واقعی و ارزشمند از دنیای کسب‌وکار که مفهوم را عمیقاً در ذهن شما حک می‌کند، بر نخورید. و این همان چیزی است که سبب می‌شود این کتاب و مفهوم «تفکر طراحی» به کار گرفته شده در آن، هم برای حل مسائل کسب‌و‌کار قابل استفاده باشد، هم برای رشد و توسعه فردی و ارتقای درونی هرکدام از ما.

کتاب از یک مقدمه جذاب به‌نام گربه‌های چشم زرد تشکیل شده که پر است از مثال‌هایی کاربردی برای نمایش شیوه‌های منحصر به‌فرد شاگردان مختلف راث برای طراحی زندگی‌های خود. بعد ده بخش مفصل و مملو از ایده و نظریه و مثال که امکان ندارد با خواندن آن‌ها کلیت ذهنیت، باورها و روش‌های حل مسئله خود را به چالش نکشید.

کتاب، ما را به سفری به سوی خودباوری و عمل‌گرایی می‌برد، سفری که در آن، کلید تمام قفل‌ها نه در دستان سرنوشت، بلکه در ذهن و ارادۀ خودمان نهفته است. برنارد راث به ما می‌آموزد که موفقیت و رضایت، نه یک مقصد دور و دست‌نیافتنی، بلکه نتیجۀ انتخاب‌های آگاهانه، تغییر دیدگاه‌ها و قدم‌های کوچک اما هدفمند است. پیام اصلی راث این است: برای دستیابی به آنچه می‌خواهیم، باید از بهانه‌ها دست بکشیم، مسئولیت زندگی‌مان را بپذیریم و با نگاهی خلاق، موانع را به فرصت تبدیل کنیم. او بارها تکرار می‌کند: «هیچ چیز ذاتاً معنایی ندارد، مگر معنایی که ما به آن می‌دهیم.»

نگاهی عمیق‌تر به کتاب هنر دستیابی

یکی از زیباترین درس‌های راث، دعوت به کنار گذاشتن بهانه‌ها و پذیرش مسئولیت کامل انتخاب‌هایمان است. یک مثال کوچک: او از دانشجویانش می‌خواهد که به جای «من باید این تکلیف را انجام دهم» بگویند «من می‌خواهم این تکلیف را انجام دهم.» به اعتقاد او این تغییر زبانی، حس اجبار را به اراده تبدیل می‌کند و ما را از قربانی شرایط به خالق سرنوشت خودمان ارتقا می‌دهد.

در این مسیر، راث از ابزار تفکر طراحی کمک می‌گیرد، رویکردی که خودش در توسعه‌اش نقش داشته. او می‌گوید زندگی مثل یک پروژه طراحی است: باید با همدلی و درک صحیح، نیازها را بشناسیم، ایده‌پردازی کنیم، نمونه‌های اولیه را بسازیم و آن‌‌ها را آزمایش کنیم و بعد هم بازخورد بگیریم و از اشتباهات نترسیم. مثلاً اگر می‌خواهیم شغل بهتری پیدا کنیم، به جای نشستن و خیال‌پردازی، باید دست به کار شویم: رزومه بفرستیم، با آدم‌ها صحبت کنیم، ایده بدهیم و اگر هم رد شدیم، از بازخوردها یاد بگیریم و مجدد شروع کنیم.

می‌دانید نکتۀ مهم این رویکرد چیست؟ این نگاه عمل‌گرایانه، ما را از دام کمال‌گرایی نجات می‌دهد. مصیبتی که راث آنرا فکر کردن بیش از حد نیز می‌نامد؛ همان Overthinking مصطلح این روزها در شبکه‌های اجتماعی. به نظر وی، انتظار برای کمال، پیشرفت را متوقف می‌کند. راث از عمل ناکامل دفاع می‌کند ـ‌ نمونه‌های اولیه به‌جای برنامه‌های بی‌نقص ـ‌ چون او ایمان دارد که اقدام کردن، خودش انگیزه ایجاد می‌کند.

او همچنین بر اهمیت نیت و تمرکز تأکید دارد. به نظر راث، دستیابی به اهداف بزرگ، با قدم‌های کوچک شروع می‌شود، اما این قدم‌ها باید با نیت روشن و جهت‌گیری مشخص برداشته شوند. او از ما می‌خواهد که از خودمان بپرسیم: «واقعاً چه می‌خواهیم؟» و بعد، تمام انرژی‌مان را روی آن متمرکز کنیم. این تمرکز، مثل عدسی‌ای است که نور پراکنده را به اشعه‌ای قدرتمند تبدیل می‌کند. اما نکته عمیق این نگاه آن است که راث هشدار می‌دهد این نیت باید از درون ما بیاید، نه از انتظارات دیگران. او داستان‌هایی از دانشجوهایی تعریف می‌کند که سال‌ها دنبال رویاهایی رفتند که مال خودشان نبود، و وقتی به خودشان برگشتند، تازه فهمیدند موفقیت واقعی چه معنایی دارد.

در کنار این‌ها، راث به ما یادآوری می‌کند که روابط انسانی، بخشی جدایی‌ناپذیر از دستیابی به اهداف است. او می‌گوید اگر می‌خواهیم به جایی برسیم، باید با دیگران همدل باشیم، به حرفشان گوش کنیم و از کمکشان استقبال کنیم. این نگاه، موفقیت را از یک رقابت انفرادی به یک سفر جمعی تبدیل می‌کند. مثلاً اگر در یک پروژه شکست خوردیم، به جای سرزنش تیم، می‌توانیم بپرسیم: چطور می‌توانیم با هم بهتر عمل کنیم؟ این همدلی، نه‌تنها ما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند، بلکه زندگی‌مان را غنی‌تر و معنادارتر می‌سازد.

بیایید قبل این‌که این بخش را به پایان برسانیم، تکه‌ای از کتاب را که می‌تواند بیان‌کننده روش بیدار کردن قدرت «دستیابی» در هرکدام از ما باشد، با هم بخوانیم:
« در سال ۱۹۶۹ دوره «طراح در جامعه» را ایجاد کردم تا از این طریق دانشجویان را تشویق کنم دربارۀ این‌که چگونه در زندگی به اهدافشان دست می‌یابند جور دیگری فکر کنند؛ دست از باحسرت فکر کردن دربارۀ احتمالات بردارند و راستی راستی انجام دادن را شروع کنند. برای خلق این دوره از اصولی استفاده کردم که امروزه آن ‌را «تفکر طراحی» می‌نامیم (مفهومی که در کتاب بصورت علمی و قدم به قدم و با لذتی کامل فراخواهید گرفت). محور این دوره را پروژه‌ای تیمی به انتخاب خود دانشجویان تشکیل می‌دهد که در آن باید «کاری را انجام دهند که قبلًا می‌خواستند انجامش دهند اما هرگز عملی نشده است. یا باید چیزی را که در زندگیشان مشکل محسوب می شودحل کنند». من در کنارشان حضور دارم تا دربارۀ انتخاب‌هایشان با آن‌ها بحث کنم اما آن‌ها خودشان تصمیم می‌گیرند روی چه پروژه‌ای کار کنند. من هم بعداً به هیچ چیز دیگری جز به انجام رساندن کاری که قرار بود انجام دهند نمره نمی‌دهم. برای همین یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که دانشجویان از این کلاس با خود به یادگار می‌برند این است که باید به معنای واقعی کلمه «با خودشان صادق باشند». یکی از دانشجویانم بنام پدی، عمیقاً در خود کاوش کرد و فهمید که اگرچه در هر سازمانی که عضوش بود ترقی کرده بود، اما هیچ‌وقت واقعاً خوشحال نبود. او فهمید رابطه بسیار تعارض‌آمیزی با مفهوم اقتدار و سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ داشت. او خبرنگار بود اما از این حرفه آزرده بود و علیه آن طغیان کرده بود. وقتی پدی این واقعیت را درک و تصدیق کرد، انگاه تازه توانست این آگاهی را به کار بیندازد. او تصمیم گرفت برای پروژه‌اش، برنامه رادیویی خودش را تهیه کند. مدتی طول کشید که او بفهمد چرا مجذوب این کار شده است: او قبلاً گزارشگر رادیویی بود اما هیچ‌وقت تهیه‌کننده نبود. برای اولین بار در زندگیش داشت چیزی را می‌ساخت که کاملاً برگرفته از ایده‌های خودش بود، بدون آن که بر کارش نظارتی وجود داشته باشد.

نیروبخش است که بفهمید اختیارتان دربارۀ چیزهایی که در زندگی به آن‌ها دست می‌یابید، بیش از آن چیزی است که همیشه تصور می‌کردید. وقتی از یکی از جنبه‌های زندگیتان خشنود نیستید، می‌توانید آن‌را تغییر دهید! بله واقعاً می‌توانید. در این دوره‌ها تابحال دانشجویانم ادوات موسیقی، مبلمان، وسایل نقلیه و پوشاک تهیه کرده‌اند و ساخته‌اند. کتاب، شعر و قطعه موسیقی تولید کرده‌اند، پرواز کرده‌اند و از هواپیماها به پایین پریده‌اند، برنامه‌های استندآپ کمدی اجرا کرده‌اند و خودروهای مسابقه‌ای رانده‌اند، یادگرفته‌اند چگونه آشپزی کنند، جوشکاری انجام دهند، میله خم کنند، به زبان‌های جدید حرف بزنند، موتورسواری یاد بگیرند، وزنشان را کاهش دهند، روابطشان با والدین یا خواهر و برادرشان را بهبود بخشند و جان آدم‌ها را نجات دهند.

«همه این‌ها نشان می‌دهند که می‌توان دستیابی را یاد گرفت». دستیابی مانند ماهیچه‌ای است که وقتی یاد گرفتید آنرا حرکت دهید ، دیگر محدودیتی برای چیزهایی که می‌توانید در زندگی به آن ها دست یابید وجود ندارد».

 

جمع‌بندی کنیم: هنر دستیابی درباره پیدا کردن تعادل بین عمل و تأمل است. راث نمی‌گوید بی‌گدار به آب بزنیم، بلکه می‌خواهد با آگاهی قدم برداریم، اما در عین حال، از توقف و تردید بیش از حد پرهیز کنیم. او معتقد است که ما بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم، توانایی تغییر داریم، به شرطی که خودمان را باور کنیم و دست از محدود کردن خودمان برداریم. این کتاب، مثل دوستی است که دستمان را می‌گیرد و می‌گوید: «تو می‌توانی، فقط شروع کن».

در هرحال پیام کتاب را نمی‌توان در این جملات اندک خلاصه کرد، اما اگر بخواهیم جوهرۀ‌ حکمت مورد نظر راث را بگوییم، این است: زندگی‌ات را خودت بساز. از بهانه‌ها بگذر، مسئولیت بپذیر، خلاق باش و با هر قدم به خودت ثابت کن که دستیابی به خواسته‌هایت، نه یک آرزو، بلکه یک عادت است که می‌توانی در خودت پرورش دهی. این، هنری است که راث به ما تقدیم می‌کند، و در ۳۲۰ صفحه قدم به قدم همراه ما می‌آید و آن‌را آموزش می‌دهد، به سوالاتمان پاسخ می‌دهد، بهانه‌هایمان را می‌شنود، اما، متمرکزمان می‌کند بر عمل حساب‌شده و در نهایت، به خود می‌آیید و می‌بینید فردی کاملا متفاوت در مقایسه با قبل از خواندن کتاب شده‌اید!

 

مخاطبان کتاب هنر دستیابی

کتاب هنر دستیابی برای تمام افرادی که به‌دنبال رسیدن به رؤیاها و آرزوهای خود هستند، چه در شغل و محیط کار و چه در زندگی و پیشرفت و توسعه فردی، یکی از بهترین و کاربردی‌ترین کتاب‌هایی است که تاکنون منتشر شده. تا تمامش را نخوانید و مثال‌های آن‌را با زندگی خودتان مقایسه نکنید و فکرها و ایده‌های عالی و مختلف برای دستیابی به اهدافتان را در ذهنتان نچرخانید، آن‌را کنار نخواهید گذاشت.

 

نقل قول‌هایی از کتاب هنر دستیابی

  •       برای یادگرفتن کارهایی که قرار است آن‌ها را انجام دهیم، تنها راه این است که آن ها را انجام دهیم.
  •       آیا تابحال با مساله‌ای روبرو بوده‌اید که کلافه‌تان کرده و به نظر می‌رسیده نمی‌توانید آن‌را حل کنید؟ اغلب، دلیل این امر آن است که سؤال درست را نمی‌پرسیم. خیلی اوقات دلیل بی‌خوابی‌های ما آن نیست که در حال سروکله زدن با سؤالیم؛ در اصل ما عملاً داریم با راه حلی سروکله می‌زنیم که مشخص شده راه حل خوبی برای مسئلۀ اصلی ما نیست. کریشنا تخت‌خوابش شکسته بود و شب‌ها راحت نمی‌خوابید. چند هفته طول کشید و او هنوز درگیر یافتن مفتول و آچار و چسب و … برای تعمیر تختش بود. بعد که او را وادار کردم جلسه بعد باید مساله‌اش حل شده باشد، رفت و تخت‌خواب جدیدی خرید! ایراد کریشنا آن بود که از ابتدا سؤال درستی طرح نکرده بود. نباید می‌پرسید چطور می‌توانم تخت‌خوابم را تعمیر کنم. سؤال درست این بود: چطور می‌توانم شب‌ها راحت‌تر بخوابم؟ این سؤال محدوده وسیع‌تری از پاسخ‌‌ها را به او داد.
  •       ذهن انسان فریب‌کارتر از چیزی است که تصورش را می‌کنیم. همواره با خودخواهی‌های درونمان همکاری می‌کند تا بهترین اراده‌هایمان را نابود کند.

 

نظر دیگران درباره کتاب هنر دستیابی

  •       برنارد راث با استفاده از مفهوم تفکر طراحی ، ابزارهایی را به شما می‌دهد تا زندگی خود را به دست بگیرید و به اهدافتان برسید. این کتاب الهام‌بخش و عملی است (تونی فاد، مخترع آی‌پاد )
  • این کتاب فراتر از یک راهنمای خودیاری است؛ یک دعوت به عمل برای تغییر دیدگاه و اقدام قاطعانه در زندگی. راث با ترکیب تجربیات شخصی و اصول تفکر طراحی، خوانندگان را به سمت موفقیت هدایت می‌کند. (نشریه فوربس)
  • برنارد راث نشان می‌دهد که موفقیت یک مهارت قابل یادگیری است. این کتاب با ایده‌های نوآورانه و کاربردی خود، شما را وادار می‌کند از بهانه‌ها دست بکشید و شروع کنید. (آدام گرنت، نویسنده‌ کتاب‌های پرفروش خودشناسی)
  •       راث با زبانی ساده و صمیمی، خوانندگان را به چالش می‌کشد تا از خیال‌بافی دست بکشند و با استفاده از رویکردی عملی، زندگی‌شان را تغییر دهند. این کتابی است که هم الهام می‌بخشد و هم ابزارهای واقعی ارائه می‌دهد. (بخش نقد کتاب روزنامه نیویورک تایمز)
  •     هنر دستیابی یک راهنمای ضروری برای کارآفرینان و هر کسی است که می‌خواهد از ایده به عمل برسد. راث با تکیه بر سال‌ها تجربه در استنفورد نقشه‌ راهی برای موفقیت ارائه می‌دهد. (نشریه آنترپرنور (کارآفرین))

مشخصات کتاب

عنوان انگلیسی کتاب

The Achievement Habit: Stop Wishing, Start Doing, and Take Command of Your Life

نویسنده

برنارد راث

مترجم

سید ساجد متولیان

نسخه پرداز

کیوان دهقان‌پور

مدیر هنری و طراح جلد

مجید زارع

تعداد صفحه

336

نوبت چاپ

هفتم

قطع

وزیری

شابک

978-600-7677-42-1

وزن 364 گرم

دیدگاه کاربران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. امیرعطا صالحی 6 اردیبهشت 1405

    واقعاً از خواندن این کتاب لذت بردم، کتابی آموزنده با مثال‌هایی واقع‌بینانه و ترجمه‌ای گیرا. این کتاب برای من که با اصطلاحات روان‌شناسی آشنایی کمی دارم بسیار مفید بود به‌طوری که در آن به‌خوبی با مفهوم و کاربرد این اصطلاحات آشنا می‌شوید.

    پاسخ
    • انتشارات آریاناقلم 14 اردیبهشت 1405

      خوشحالیم تجربه خوبی از مطالعه این کتاب داشتید.

      پاسخ
  2. حسین رمضانی 3 بهمن 1402

    سلام و وقت‌بخیر و خداقوت
    این‌کتاب که موجود می‌شود؟

    پاسخ
    • مدیر سایت 7 اسفند 1402

      سلام و احترام
      این کتاب در حال حاضر موجود است.

      پاسخ
  3. گل آرا شریعت زاده 29 شهریور 1401

    سلام و وقت بخیر
    این کتاب رو مطالعه کردم و بسیار از تجربه نویسنده عزیز در موقعیت های مختلف یاد گرفتم.
    یک جمله از این کتاب به شخصه خیلی جالب بود:
    اینکه تلاش کنی کاری رو انجام بدی داری زور میزنی اما زمانی که انجام میدی دیگه خبری از زور زدن نیست و انگار خیلی راحت تر کار پیش میره.
    به شخصه این جمله رو در ورزشم ( یوگا) بهش برخورد کردم و دوست داشتم با مخاطبان هم به اشتراک بگذارم.
    با تشکر

    پاسخ
  4. علی زلفی 4 اردیبهشت 1400

    سلام روز بخیر
    کتابی با درون مایه داستانی که نکات بسیار ارزشمندی رو منتقل میکنه و آدم وقتی کتاب رو میخونه انگار توی اون حال و هواست.
    از نظر بیان هم بسیار ساده و همه فهم ترجمه شده و به دل من نشست.
    از طرفی تقسیم بندی کتاب به بخش های مختلف باعث شده بود موقع خوندن احساس خستگی نکنم.
    و از جذاب ترین قسمت های این کتاب بخش +حالا نوبت شماست+ که در اون از منِ خواننده میخواد باورهام،رفتارهام و یا هر جهان بینی غلطی رو که قبلا داشتم رو تغییر بدم و براش تمرین هم داره.
    از طراحی و صفحه آرایی جذاب این محصول هم هیچ جوره نمیشه چشم پوشی کرد.
    در کل اگه برای خودتون میخرید که عالیه و میشه یه تجربه بی نظیر و اگر هم قصد هدیه دادن به یه دوست درجه یک رو دارید در خریدش شک نکنید.
    سپاس از آریاناقلم عزیز 🙂

    پاسخ
    • مدیر فروشگاه 8 اردیبهشت 1400

      سلام جناب زلفی
      خوشحالیم که از کتاب راضی بودید.
      ممنون از همراهی ارزشمند شما.

      پاسخ
  5. محسن کیخایی 23 آبان 1398

    کتاب کاربردی و خیلی خوبیه .زبان ساده و گویایی داره و با مثالهای کاربردی وساده که تست شد هم هستند در مورد شیوهای رسیدن به خواسته ها به ما کمک می کنه که بهتر بتونیم اهداف و خواسته هامون رو دنبال کنیم .
    حتما بخونیدش

    پاسخ
  6. مریم 2 شهریور 1398

    از اون کتابهاست که باید آروم آروم بخونی و کم کم اجرا کنی
    ترجمه خیلی خوبی داشت و نویسنده هم خیلی داستانی‌طور کتاب رو پیش برده

    پاسخ
مشاهده همه نظرات بستن

خبرنامه

از طریق ایمیل با شما در ارتباطیم، ایمیلی که کتابنامه است و از کتاب می‌گوید، کتاب‌های جدیدی که چاپ کرده‌ایم، تخفیف‌های ویژه و هر آنچه قرار است کتابنامه‌ای‌ها زودتر خبردار شوند.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.