امنیت روانی در محیط کار

مترجم: نیما پورخدابخش - محمدرضا پایدار

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که روزبه‌روز ناپایدارتر، نامطمئن‌تر، پیچیده‌تر و مبهم‌تر می‌شود. در این جهان،هیچ فردی به‌تنهایی نمی‌تواند همه‌چیز را بداند یا انجام دهد. برای موفقیت، سازمان‌ها باید افراد برجسته‌ای را استخدام کنند و به آنها کمک کنند تا به‌ طور مؤثری همکاری کنند. این امر مستلزم آن است که افراد احساس آزادی و امنیت کنند تا نظرات خود را بیان کنند و تخصصشان را به اشتراک بگذارند.

در واقع وقتی این امنیت وجود دارد، کارکنان اطمینان پیدا می‌کنند که هر زمان در مورد موضوعی یا سیاستی تردید دارند می‌توانند سؤال کنند؛ اگر اشتباهی رخ دهد به سرعت گزارش می‌شود و امکان اصلاح سریع فراهم می‌شود؛ هماهنگی بی‌وقفه بین گروه‌ها یا دپارتمان‌ها امکان‌پذیر می‌شود و ایده‌هایی نوآورانه مطرح می‌شوند که می‌توانند تحول‌آفرین باشند.

بیشتر

458,000 تومان

موجود در انبار

داستان کتاب

ایمی ادموندسون، نویسنده کتاب، اصطلاح «امنیت روانی» را در سال ۱۹۹۹ برای توصیف نبود ترس بین‌فردی ابداع کرد. از این منظر، امنیت روانی به معنای ایجاد فضایی است که در آن افراد احساس راحتی کنند تا خودشان باشند، بتوانند صادقانه نظرات خود را بیان کنند و بدون پروا از سرزنش یا شرمساری اشتباه کنند. این امر امکان تبادل آزاد ایده‌ها و اطلاعات را فراهم می‌کند و باعث می‌شود اشتباهات به‌سرعت شناسایی و برای اصلاح اقدام شوند.

 

ادموندسون در پادکستی می‌گوید: «جف ففر کتابی نوشته است با عنوان Dying for a Paycheck   (مرگ برای حقوق). این کتاب به بررسی تأثیرات منفی استرس، اضطراب و سمی بودن فضای کاری بر سلامت جسمی و روانی کارکنان می‌پردازد. ففر در این کتاب تاکید می‌کند که محیط‌های کاری بسیاری از ما را عملاً به مرگ تدریجی از طریق فشارهای کاری و استرس‌های مزمن سوق می‌دهند و متأسفانه به این موضوع توجه کافی نمی‌شود. او معتقد است که مدیریت و ساختارهای کاری باید تغییر کند تا سلامت و رفاه کارکنان را اولویت قرار دهند، زیرا در غیر این صورت پیامدهای مرگبار اجتماعی و فردی خواهند داشت». ادموندسون اضافه می‌کند: کتاب امنیت روانی در محیط کار کتابی است برای حل همین مشکل، آن‌هم از بعد روانی.

در این کتاب نویسنده با ارائه ده‌ها مطالعه موردی و دهه‌ها پژوهش، توضیح می‌دهد که امنیت روانی چیست و چه نیست، چگونه بر افراد و سازمان‌ها تأثیر می‌گذارد و چگونه می‌توان ترس بین‌فردی را حذف کرد تا سازمان‌هایی بی‌پروا ساخت.

گفتنی است ادموندسون بخش عمده‌ای از دوران تحصیل تا مقطع دکترا و همچنین تدریس خود را در دانشگاه هاروارد گذرانده است.

در کتاب با چه مباحثی روبرو هستیم؟

روایت کتاب حول دو بخش اصلی می‌چرخد: در بخش اول پایه‌ها و اهمیت امنیت روانی تشریح و در بخش دوم رهنمودهای عملی برای ایجاد این فضا ارائه می‌شود. بیایید نگاهی به برخی از مباحث محوری کتاب بیندازیم:

اول: بنیان نظری
نویسنده ابتدا تعریف امنیت روانی را ارائه می‌دهد: فضایی که در آن کارکنان بدون ترس از تمسخر یا مجازات، ریسک‌هایی میان فردی مثل سؤال پرسیدن، گزارش خطا و ابراز تردید را می‌پذیرند. ادموندسون تأکید می‌کند که امنیت روانی به معنای از بین بردن استانداردهای عملکرد نیست؛ بلکه هم‌زمان با حضور در این فضا، سطح بالای انتظارات هم باید در شرکت یا گروه برقرار باشد تا تیم‌ها به بهترین نتایج برسند.

دوم: نگاهی به تجربیات اولیه
نویسنده در بخش دیگر کتاب، چشم‌انداز تاریخی تحقیقات خود را تشریح می‌کند؛ از پژوهش عمیق پیرامون خطاهای پزشکی در بیمارستان‌های مختلف تا مطالعات میدانی در شرکت‌های بانکی و فناوری. او نشان می‌دهد که گرچه در نگاه اول، تیم‌های بهتر باید اشتباهات کمتری داشته باشند،‌اما نتایج تحقیق او این همبستگی آماری و معنایی را نشان نمی‌داد. در واقع او می‌دید که در نهادها و سازمان‌ها و شرکت‌های مورد بررسی، تیم‌های بهتر اشتباهات بیشتری هم داشتند! ولی بعدا ادموندسون متوجه حقیقتی می‌شود: «در واقع تیم‌های بهتر، اشتباهات بیشتری نداشتند، آن‌ها گزارش‌دهی بیشتری داشتند!».

بر همین مبنا او نشان  می‌دهد که داشتن امنیت روانی در محل کار، نه‌تنها باعث حذف بسیاری از مشکلات به دلیل طرح شدن شفاف آن‌ها می‌شود، بلکه اضطراب یادگیری میان کارمندان را کم می‌کند، به افزایش دلبستگی آن‌ها نسبت به محیط کارشان منجر می‌شود و در نهایت سبب ارتقای کمی و کیفی توان شرکت یا سازمان خواهد شد.

سوم: ناکامی‌های اجتناب‌پذیر و پیامدهای آن
یکی دیگر از نکات کلیدی کتاب، بحث در خصوص ناکامی‌ها و خطاهای اجتناب‌پذیر است. ادموندسون با ارائه مثال‌های مختلفی در صنایع اتومبیل‌سازی، بانک، تلفن همراه و همچنین بیمارستان‌ها نشان می‌دهد که فقدان امنیت روانی چگونه مانع از گزارش به‌موقع اشتباهات می‌شود. او به تفصیل بررسی می‌کند که چه عواملی – از ساختارهای سلسله‌مراتبی گرفته تا فشارهای زمانی – موجب خودسانسوری کارکنان می‌شوند و چه موقعیت‌هایی به از دست رفتن فرصت یادگیری و حتی صدمات فیزیکی منجر شده است.

در این فصل مثال شگفت‌آوری از سقوط یک‌باره سهام و فروش فولکس واگن (که سال ۲۰۱۵ مدعی رسیدن به مقام بزرگترین خودروساز جهان بود) در بازار آمریکا و اروپا آورده شده که بسیار آموزنده و هشدار دهنده است.

چهارم: سکوت خطرناک
در ادامه، مفهوم «سکوت سازمانی» کاوش می‌شود؛ پدیده‌ای که در آن حتی هنگامی که کارکنان می‌دانند اشتباهاتی رخ داده یا روندها کارآمد نیستند، از ابراز نگرانی یا گزارش‌دهی خودداری می‌کنند. ادموندسون در جایی از کتاب می‌گوید: کاساندرا یکی از شخصیت‌های اسطوره‌ای در یونان باستان است که سرنوشت تراژیکی برای او رقم خورد: او که از موهبت پیشگویی برخوردار بود، در عین‌حال به این نفرین هم دچار شده بود که کسی حرفش را باور نمی‌کرد. او بعد می‌نویسد: «سطح پایین امنیت روانی منجر به بروز فرهنگ سکوت می‌شود و همچنین ممکن است فرهنگی کاساندرایی در سازمان ایجاد کند – محیطی که در آن اظهارنظرها بی‌اهمیت جلوه داده می‌شوند و به هشداها بی‌اعتنایی می‌شود؛ به‌ویژه وقتی ابراز عقیده مستلزم جلب توجه دیگران به نتایج ناخوشایند باشد، گوش ندادن یا باور نکردن بی‌زحمت‌تر است».

نویسنده رابطه‌ سکوت با فرسودگی شغلی، تصمیم‌گیری‌های پرهزینه و بحران‌های ایمنی را مستند می‌کند و نشان می‌دهد چگونه سازمان‌های عاری از ترس با تشویق گزارش خطا و بحث آزاد، این چرخۀ معیوب را می‌شکنند.

 

پنجم: خلق محیط کار بی‌پروا
اینجا جایی است که بخش دوم کتاب، یعنی روش‌های عملیاتی‌ساختن امنیت‌بخشی در محیط‌های کاری آغاز می‌شود. نویسنده اذعان دارد که تغییر فرهنگ کار آسانی نیست. اگر افراد عادت به سکوت داشته باشند، نمی‌توان به سادگی به آن‌ها گفت که شروع به صحبت کنند. اینجا نقش رهبری قوی برای شکل‌دهی به فرهنگ و محیط اهمیت پیدا می‌کند.در تکه‌ای از این بخش کتاب، نویسنده سه استراتژی محوری را برای اجرای بهینه این نقش معرفی می‌کند:

  • رهبران باید عمداً ندانستن‌های خود را بپذیرند و با طرح سؤالات باز، کنجکاوی و مشارکت را تحریک کنند.
  • به ارائه توضیح معنادار هدف‌ها و اهمیت پروژه‌ها به کارکنان بپردازند، به‌گونه‌ای که هر شکست فرصتی برای یادگیری جلوه کند.
  • حتما از گزارش اشتباهات حمایت کنند و به کارکنانشان بازخورد حمایتی دهند. در همان حال تاکید می‌شود که باید هم‌زمان هرگونه بی‌تفاوتی یا برخورد سرزنش‌آمیز با خطاها حذف شود.

کتاب مانند صفحات قبل، در این‌جا هم مملو است از مطالعات موردی شرکت‌های بزرگ و کوچک که به خواننده نشان می‌دهد به‌کارگیری این اصول چگونه منجر به افزایش مشارکت، سرعت تصمیم‌گیری و نوآوری محصول می‌شود.

ششم: امنیت و ثبات
نویسنده در ادامه به بررسی ابزارهای دقیق‌تری می‌پردازد که رهبران می‌توانند برای سنجش و ارتقای امنیت روانی به کار برند؛ از جمله نظرسنجی‌های دوره‌ای، جلسات بازخورد ساختاریافته و شاخص‌های کلیدی عملکرد مرتبط با گزارش مشکلات. همچنین چالش‌های واقعی اجرای تغییرات فرهنگی و روش‌های غلبه بر مقاومت، موضوعی است که در ادامه کتاب به آن‌ها پرداخته شده است. نویسنده در صفحات انتهایی کتاب تأکید می‌کند که «خلق و نگهداشت سازمان عاری از ترس، پروژه‌ای بی‌پایان است». او چشم‌انداز پژوهش‌های آینده در زمینه‌ امنیت روانی دیجیتال و نقش آن در تیم‌های مجازی را نیز ترسیم می‌کند و فراخوانی برای گسترش مطالعات در حوزه‌های تنوع، برابری و شمول مطرح می‌سازد.

در مجموع می‌توان گفت نویسنده با کنار هم قرار دادن مبانی نظری، شواهد علمی و مثال‌های عملی، نشان می‌دهد که امنیت روانی نه تنها یک الزام اخلاقی برای رفاه کارکنان است، بلکه شرط لازم برای نوآوری مستمر و رقابت پایدار در محیط‌های پرریسک و پیچیده امروزی به شمار می‌آید.

کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب برای رهبران، مدیران میانی و عالی، متخصصان منابع انسانی، و هر فرد علاقه‌مند به بهبود فرهنگ سازمانی و افزایش نوآوری مناسب است. خواندن آن به کسانی توصیه می‌شود که می‌خواهند تیم‌های متعهدتر و خلاق‌تری بسازند و در محیط‌های پیچیده‌ کاری، عملکرد بالا و مستمر داشته باشند. اما یک نکته جالب هم در این میان وجود دارد: ادموندسون در بخشی از کتاب می‌نویسد: اگر کسی رئیس نباشد چه؟ اگر حتی با امنیت روانی در محیط کار کاملا موافق باشد، آیا کاری از دستش برمی‌آید؟ بعد خودش در پاسخ می‌نویسد: این گزاره صحیح است که رئیس‌ها – همان رهبران تیم‌ها، جراحان، مسئولان دپارتمان ها و غیره – نقش بزرگی در شکل‌گیری انتظارات و رفتارهای افراد در محیط کار دارند، اما هر کسی می‌تواند در برقراری امنیت روانی موثر واقع شود. گاهی اوقات تنها کاری که باید انجام دهید این است که سؤال درستی مطرح کنید. هر سؤال باید با هدف دریافت پاسخ و با اشتیاق بیان شود تا فضای امنی را میان پرسش‌گر و پاسخگو فراهم سازد.

مشخصات کتاب

عنوان انگلیسی:

The Fearless Organization: Creating Psychological Safety in the Workplace for Learning, Innovation, and Growth

نویسنده

ایمی ادموندسون

ترجمه‌ویرا

امیرحسین صادقی دولت آبادی

نسخه‌پرداز

کیوان دهقان‌پور

طراح جلد و گرافیک

رامین مهری

صفحه‌آرا

فاطمه میرشفیعی

تیراژ

1500 نسخه

شابک

978-622-7089-51-6

چاپ

پاییز 1404

تعداد صفحه

288

فایل‌های تکمیلی

دیدگاه کاربران

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “امنیت روانی در محیط کار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

مشاهده همه نظرات بستن

خبرنامه

از طریق ایمیل با شما در ارتباطیم، ایمیلی که کتابنامه است و از کتاب می‌گوید، کتاب‌های جدیدی که چاپ کرده‌ایم، تخفیف‌های ویژه و هر آنچه قرار است کتابنامه‌ای‌ها زودتر خبردار شوند.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.