داستان کتاب
نگاهی کلی به کتاب
کتاب «طراحی سازمان: درک عمیقی از سازماندهی در هفت الگو» نوشته هنری مینتزبرگ، در سال 2023 منتشر شده. مینتزبرگ، یکی از برجستهترین کارشناسان و اساتید حوزه مدیریت و سازمان در دنیا است که به دلیل دیدگاههای نوآورانه و انتقادیاش در این دو حوزه شناخته میشود. کتاب طراحی سازمان، چکیدهای از پنجاه سال پژوهش عمیق این استاد برجسته مدیریت درباره جریانها، انواع ساختار، و نیروهای بنیادین شکلدهنده سازمانها است که با زبانی ساده، بسیار عمیق و همراه با طنز خاص او نوشته شده است. هدف اصلی کتاب، ارائه چارچوبی جامع برای درک سازمانها بهعنوان سیستمهای زنده و پویاست که نه تنها از نمودارهای ساختاری، بلکه از افراد، فرهنگ و تعاملات محیطی تشکیل شدهاند.
مینتزبرگ وظیفه خود را رویکردی غیرکلیشهای به تعریف، طبقهبندی و هدایت سازمانها میداند، تا ما را به فهم عمیقتر و بومیتر از این «موجودات عحیب» که از تولد تا مرگ با آنها سر و کار داریم برساند. او در کتاب ابراز امیدواری میکند که نوشتههایش به خواننده کمک کرده باشد تا خود را از اصول بدیهی سازماندهی رها کرده باشد و بتواند در آینده سازمانهای بهتری طراحی کند.
مینتزبرگ با معرفی مفهوم «هفت»، سازمانها را از زوایای مختلفی همچون شکل و نیروهای اثرگذار بر آنها بررسی میکند و به مدیران، پژوهشگران و دانشجویان کمک میکند تا پیچیدگیهای سازمانی را بهتر درک کنند و ساختارهایی مؤثر طراحی کنند. این اثر از رویکردهای سنتی و سادهانگارانه در مدیریت انتقاد میکند و بر اهمیت انطباق با زمینههای محیطی و انسانی تأکید دارد.
وی استدلال میکند که هیچ الگوی واحدی برای تمامی سازمانها کارآمد نیست؛ بلکه هر سازمان برحسب ماهیت، محیط، مأموریت و مرحله رشد خود از عناصر یا ترکیبی از این ساختارها بهره میبرد و گذار از یک شکل به شکل دیگر گاه ضروری و حتی اجتنابناپذیر است. این انعطاف مفهومی و مشاهده دقیق بستر عملی سازمانها نقطه تمایز نظریه مینتزبرگ با مدلهای خشک و کلاسیک مدیریت است.
کمی عمیقتر
مینتزبرگ در این کتاب، سازمان را بهعنوان سیستمی زنده معرفی میکند که فراتر از نمودارهای سازمانی و قوانین خشک عمل میکند. او استدلال میکند که سازمانها برای هماهنگی فعالیتهای انسانی، تخصیص منابع و حل مسائل پیچیده به وجود میآیند، اما اگر بیش از حد بوروکراتیک یا غیرمنعطف شوند، ممکن است از هدف اصلی خود دور شوند. نویسنده بر این باور است که قلب هر سازمان، هماهنگی است و مکانیزمهای مختلفی مانند نظارت مستقیم، استانداردسازی فرآیندها، مهارتها و خروجیها، و همچنین هماهنگی از طریق فرهنگ و هنجارها، میتوانند این هماهنگی را ایجاد کنند. به اعتقاد او، انتخاب سازوکار مناسب به نوع سازمان و محیط آن بستگی دارد، و این انتخاب میتواند سلامت و پویایی سازمان را تضمین کند.
او در این کتاب به هفت الگو از سازمان اشاره میکند و در همان حال، هفت نیروی اصلی موثر در سازمانها را هم برای خواننده معرفی میکند.
هفت الگو سازمان در نظریه مینتزبرگ
- سازمان شخصی
- ماشین برنامهریزیشده
- مجمع حرفهای
- پیشگام پروژه
- ساختار بخشی
- سازمان همبسته
- آوردگاه سیاسی
هفت نیروی سازماندهنده نیز از نظر مینتزبرگ عبارتند از:
- کارایی
- مهارت/تخصص
- یکپارچگی
- همکاری و مشارکت
- نفوذ فرهنگ
- گسترش جداسازی
- تحمیل تعارض
بیایید ابتدا نگاهی خیلی گذرا به تعدادی از این ساختارها و نیروها بیندازیم و بعد ارتباطشان را در مفهوم سازمان پیدا کنیم؛ یعنی همان چیزی که مینتزبرگ به زیبایی و سادگی و در همان حال عمقی متناسب، آنرا در کتابی که در دست دارید در ۳۵۰ صفحه شفافسازی میکند و از خواننده معمولی، یک کارشناس خبره و آگاه به نقاط قوت و ضعف هر سازمانی که با آن سر و کار داشته باشد، میسازد و تحویل میدهد.
اول برویم سراغ برخی از نیروها: بهعنوان مثال مینتزبرگ در توصیف نیروی همکاری تأکید میکند که همکاری واقعی زمانی شکل میگیرد که افراد در سازمان احساس تعلق و هدف مشترک داشته باشند. او از فرهنگهای سازمانی بیش از حد رقابتی انتقاد میکند و معتقد است که رقابت، اگرچه میتواند نوآوری را تحریک کند، در صورت افراط به تفرقه و ناکارآمدی منجر میشود. نویسنده پیشنهاد میکند که سازمانها باید تعادلی بین رقابت و همکاری برقرار کنند تا از مزایای هر دو بهرهمند شوند.
نیروی فرهنگ، از نگاه مینتزبرگ، نیرویی است که میتواند رفتارها و تصمیمات را هدایت کند و سازمان را متحد سازد، اما اگر بیش از حد قوی یا غیرمنعطف شود، ممکن است مانع تغییر و نوآوری شود.
در ادامه این بحث، نویسنده به نیروی تحمیل تعارض میپردازد و آن را نه بهعنوان یک رویداد مقطعی، بلکه بهعنوان فرآیندی مداوم و ارگانیک معرفی میکند که باید در تاروپود سازمان تنیده شود. او از تغییرات ناگهانی و تحمیلی انتقاد میکند و معتقد است سازمانهای موفق، تغییر را بهعنوان بخشی از DNA خود میپذیرند.
بررسی هفت شکل از سازمان، محتوای دیگری از کتاب را تشکیل میدهند. او ابتدا به چهار الگو از سازمان میپردازد و بعد در ادامه سه الگوی دیگر را به آن اضافه میکند.
در سازمان شخصی مد نظر مینتزبرگ، مرکزیت با فرد مؤسس یا رهبر است. چنین سازمانهایی اغلب در استارتآپها یا مواقع بحران ظهور میکنند، جایی که تصمیمگیری سریع و متمرکز از سوی یک فرد کلیدی اهمیت دارد. ساختار به شدت منعطف است و از سازوکارهای استانداردسازی و بروکراسی گریزان است. مینتزبرگ به درستی اشاره دارد که در بحرانها، بسیاری از سازمانها دوباره به ساختار شخصی و فرماندهی واحد بازمیگردند تا انسجام خود را بازیابند.
به نوشته کتاب، الگوی دیگر سازمان، ماشین برنامهریزیشده است. سازمانی که معادل نگرش کلاسیک بوروکراسی است و تاکید در آن، بر استانداردسازی کارها، ایجاد رویههای روشن و کنترل از طریق سیستمهای برنامهریزی و مبتنی بر قوانین میباشد. صنایع تولیدی و ادارات سنتی بهترین نمونههای این ساختار محسوب میشوند. مجمع حرفهای شکل دیگر تقسیمبندی سازمانها از نگاه مینتزبرگ است. به اعتقاد او در این الگو، نیروهای متخصص و دارای صلاحیت اختیار عمل بالایی دارند و استانداردسازی مبتنی بر مهارت و شایستگی افراد است. بیمارستانها، دانشگاهها و شرکتهای مشاورهای نمونههای بارز چنین سازمانهایی هستند. در این نوع سازمانها حرفهگرایی جای کنترل جزئیات را گرفته و خودتنظیمی غالب است.
سازمان پیشگام پروژه یا ادهوکراسی هم الگوی دیگری از سازمان در تقسیمبندی مینتزبرگ است. این ساختار برای محیطهای پویای نوآورانه طراحی شده و نیازمند انعطاف، تیمسازی موقت و قابلیت تطبیق سریع با نیازهای متغیر است. شرکتهای فناوری، گروههای تحقیق و توسعه و برخی مشاغل مشاورهای پیشرو، تجسمهای عینی این نوع از سازمان هستند که در آنها پروژهها به صورت موقت شکل گرفته و هماهنگی از طریق ارتباط غیررسمی و همکاری عمیق اعضا تحقق مییابد. مینتزبرگ نمونههایی از شرکتهای IT را، با تاکید بر سرعت تطبیق و نوآوری پیوسته، بهعنوان مثال این شکل از سازمان ارائه میدهد.
نکته اساسی در تلفیق سازمانها و نیروهایی که بصورت خلاصه از آنها یاد شد، این است که مینتزبرگ معتقد است هر سازمان بر پایه یکی از این نیروها شکل میگیرد و ساختار خود را مییابد. مثلاً سازمان شخصی حول کارایی، یا ماشین برنامهریزی شده بر محور تخصص و مهارت بنا میشود. برخی سازمانها بر نیروی همکاری و اشتراک عمل (مانند سازمان همبسته)، و برخی دیگر بر نیروی فرهنگ سازمانی (مانند جوامع حرفهای) استوارند. سازوکارهایی چون یکپارچکی یا تحمیل تعارض، سازمانهایی چون ساختار بخشی و آوردگاه سیاسی را شکل میدهند.
به اعتقاد مینتزبرگ، این نیروها همیشه در حال تقابل و تعامل با یکدیگرند، و سازمانها معمولاً تلفیقی از چند نیرو را در خود دارند، نه اینکه فقط به یکی وابسته باشند.
نتیجهگیری مهم مینتزبرگ این است که همانقدر که شناخت الگوی سازمان اهمیت دارد، درک نیروهایی که آن را شکل میدهند نیز حیاتی است، چون پویایی و عملکرد آن در گرو تعادل و تعامل میان این نیروهاست. او تاکید میکند راه موفقیت، تلفیق مناسب این نیروها برای ساختن سازمانی پویا و منعطف است که هم به کارایی توجه کند و هم به فرهنگ، هم به تخصص بپردازد و هم به همکاری و تقسیم قدرت – تا نه فقط بازدهی بلکه پایداری و نوآوری را در کنار هم داشته باشد.
و نکته آخر: آنچه در این معرفی آورده شد، بخش اندکی از خرد و دانشی است که مینتزبرگ به غنیترین شکل ممکن در قالب جملات و عباراتی روان و عمیق و طنزآلود در کتاب خود آورده. اینکه در ابتدای معرفی عنوان شد که «این کتاب چکیده پنجاه سال تجربه مینتزبرگ در حوزه مدیریت و سازمان است» را از همان فصل نخست میتوان دریافت. شک نکنید که وقتی این کتاب را در دست میگیرید یکی از کارامدترین ابزارهای تغییر نگرش خود به سازمانی که در آن مشغولید یا آنرا مدیریت میکنید را در دست گرفتهاید و مطمئن باشید بعد از زمین گذاردن آن دیگر ان انسان سابق نیستید.
مخاطبان کتاب
کتاب «طراحی سازمان: درک عمیقی از سازماندهی در هفت الگو»، نهتنها منبعی علمی و کاربردی برای مدیران و دانشجویان مدیریت است، بلکه مخاطبانی از هر حوزه علاقهمند به شناخت ماهیت پیچیده سازمانهای انسانی را جذب خواهد کرد. مینتزبرگ با ارائه مدلی پویا و منعطف، سازمانها را نه به عنوان نمودارهای خشک، بلکه به عنوان موجوداتی زنده و متکثر تصویر میکند که هر لحظه تحت تأثیر نیروهای متغیر، تحول مییابند. نتیجهگیری کلیدی او این است که رمز موفقیت در شناخت سازمانها، درک کنش متقابل نیروها و دوری از سادهسازی افراطی است.
این کتاب برای مدیران، دانشجویان و هر کسی که به دنبال درک بهتر سازمانها و طراحی ساختارهای مؤثر است، منبعی ارزشمند است. با تأکید بر انعطافپذیری، همکاری و انطباق با محیط، مینتزبرگ راهنمایی عملی برای مدیریت سازمانهای مدرن ارائه میدهد. ابزاری که آگاهی و استفاده هوشمندانه از آن، برای همه ما، چه کسبوکار کوچک خود را راهبری کنیم و چه مدیرعامل یکی از بزرگترین سازمانهای کشور باشیم لازم است.
نظر دیگران در مورد کتاب
تا زمان تهیه این معرفی، کتاب در سایت گودریدز امتیاز 4.3 از 5 را کسب کرده که امتیازی عالی است. برخی از نکات مثبت مطرحشده در نظرات کاربران عبارتاند از:
- زبان ساده و مثالهای واقعی، این کتاب را به منبعی عالی برای فهم سازمانها تبدیل کرده است.
- مینتزبرگ با چارچوب هفتگانه، راهی نوآورانه برای تحلیل سازمانها ارائه میدهد.
- این کتاب ترکیبی عالی از نظریه و عمل است که برای مدیران و دانشجویان بسیار کاربردی است.
- رویکرد انتقادی مینتزبرگ به مدیریت سنتی، دیدگاهم را به سازمانها تغییر داد.
مشاهدۀ نشست کتاب طراحی سازمان
.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}








عالی
دلم می خواست آن را به همین زودی داشته باشم
عرض ادب
فوق العاده کتاب عالی هست بیشتر ازین نام آوران مدیریت من جمله ریچارد روملت، مایکل پورتر ، کاپلان ، پیترسنگه ، هاروارد مارکس و…..به خصوص آخرین کتاب های جدید انها منتشر کنید. متشکرم
کتاب رو خریداری کردم و فکر می کنم که در ارائه تفکر جدید در حوزه طراحی سازمان موثر باشه و حتی مقدمه اون رو خوندم و منتظرم که هر چه زودتر به دستم برسه. واژگان پیچیده اگر چه ساده انگارانه در نگاه اول در این هفت الگو و هفت نیرو استفاده شده که امیدوارم در متن کتاب به درستی فهم مطلب رو خصوصا در ترجمه به ما برسونه و از همین جا از همه عواملی که باعث به وجود اومدن این اثر و در اختیار گذاشتن آن به جامعه پارسی زبان به انجام رساندند، کمال تشکر را دارم.
من انگلیسی این کتاب را قبلا حوانده بودم. کاملا مشهوده که این کتاب حاصل سالها تجربه استادی مانند مینتزبرگ است و نکته های فراوانی دارد. خوشحالم این کتاب را ترجمه کردید.